image

آنچه می‌خوانید در مجلۀ شمارۀ 36 ترجمان آمده است. شما می‌توانید این مجله را به صورت تکی از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.

نوشتار

همتای لباس راحتی دیدرو در سیاست چیست؟

همتای لباس راحتی دیدرو در سیاست چیست؟
ایان لزلی

ایان لزلی

نویسندۀ کتاب موهبت اختلاف

Ruffian

The Diderot Effect

8 دقیقه

ایان لزلی، رافییِن— در سال ۱۷۶۶ دنی دیدرو، فیلسوف ۵۳ ساله، به‌طور غیرمنتظره‌ای ثروتمند شد. او بیشتر عمر حرفه‌ای‌اش را به‌عنوان مترجم و ویراستار با دستمزدی اندک گذرانده بود و، با وجود شهرت روزافزون، زندگی سختی داشت. حتی برای تهیۀ جهیزیۀ دخترش به فروش مجموعۀ کتاب‌های محبوبش فکر کرده بود. وقتی کاترین کبیر، حامی اندیشه‌های روشنگری، از این موضوع آگاه شد کتابخانۀ دیدرو را به بهایی قابل‌توجه خرید و اجازه داد آن را نزد خود نگه دارد. دیدرو که حالا جیبش پرپول بود و نمی‌دانست با آن چه کند ابتدا یک لباس راحتی نو خرید و لباس راحتی سیاه و کهنه‌اش را با نمونه‌ای قرمز و فاخر جایگزین کرد. و همین آغاز دردسر بود.

دیدرو بیشترِ وقتش را در اتاق کار آشفته‌اش می‌گذراند، اتاقی با یک صندلی حصیری، میزی لق و قالیچه‌ای کهنه. وقتی با لباس راحتی قرمز و فاخرش روی صندلی نشست، احساس ناراحتی کرد. لباس کهنه با اتاق کار و با خودش همخوان بود؛ با آن گَرد کتاب‌هایش را می‌گرفت و نوک قلم‌هایش را پاک می‌کرد. اما لباس تازه، در محیطی که برای نخستین بار در نظرش فرسوده و ارزان می‌نمود، بی‌تناسب جلوه می‌کرد. پس شروع کرد به خریدن چیزهایی که به لباس نو بیاید. هر وسیلۀ تازه میل به وسیلۀ تازۀ دیگری می‌آفرید. وقتی یکی از دوستان قدیمی به اتاق کار دیدرو سر زد، از این دگرگونی شگفت‌زده شد؛ انگار دیگر دیدرو خودش نبود.

خودِ دیدرو هم همین احساس را داشت. دلش برای لباس راحتی کهنه‌اش تنگ شده بود. آن لباس چندان جالب نبود، اما از آنِ خودش بود و با نیازهایش سازگار شده بود. لباس راحتی قرمز، درعوض، او را واداشته بود همۀ جهانش را حول آن تغییر دهد و برای این کار بخش زیادی از دارایی‌اش را خرج کند. او در مقاله‌ای کوتاه نوشت «من بر لباس راحتی کهنه‌ام فرمانروایی مطلق داشتم، اما بردۀ لباس راحتی تازه‌ام شده‌ام».

در سال ۱۹۸۶، گرنت مک‌کراکنِ انسان‌شناس اصطلاح «اثر دیدرو» را ابداع کرد: زمانی که خرید یک محصول به سلسله‌ای از خریدها می‌انجامد، زیرا هر وسیلۀ تازه به مصرف‌کننده القا می‌کند که برای کامل‌شدن به وسیلۀ دیگری نیاز دارد. اول به خودتان ساعتی لوکس هدیه می‌دهید؛ حالا باید کفش مناسب آن را بخرید و کیفی که با آن هماهنگ باشد. این روند ادامه پیدا می‌کند تا پول تمام شود و، بااین‌همه، حس «کامل‌شدن» هرگز فرا نمی‌رسد.

روایت‌ها از اثر دیدرو اغلب حال‌وهوای موعظه‌هایی را دارد که می‌گویند نباید بگذاریم امیال مصرفی بر ما چیره شوند. جولیت شورِ جامعه‌شناس از این مفهوم برای نقد مصرف رقابتی و منزلت‌محور استفاده می‌کند. جیمز کلیر نیز در عادت‌های اتمی از اثر دیدرو برای توصیه به پرهیز از دام «خواستنِ چیزهای غیرضروری» بهره می‌گیرد. این حرف‌ها در جهانی که مردم می‌توانند با کارت‌های اعتباری خود بدهی‌های سنگین بالا بیاورند منطقی به نظر می‌رسد. دیدرو نیز تجربۀ خود را همین‌گونه روایت کرد. بااین‌همه، نمی‌توانم از این نکته بگذرم که اتاق کارش درنهایت بسیار بهتر شد. او آن مقاله را روی صندلی راحتی نوشت که در اتاقی پر از اشیای دلپذیر قرار داشت. آیا واقعاً باید از این بابت احساس گناه می‌کرد؟

مک‌کراکن در همان مقالۀ ۱۹۸۶ ایدۀ «وحدت دیدرو» را نیز مطرح کرد: مجموعه‌ای از اشیا که از نظر فرهنگی مکمل یکدیگرند، مانند آنچه اتاق کار دگرگون‌شدۀ دیدرو را شکل می‌داد. مد لوکس نمونه‌ای آشکار از «وحدت‌ دیدرو» است که دنیاهایی کامل می‌سازد و در آن‌ها لباس، ورزش و نحوۀ گذراندن تعطیلات فرد با هم هماهنگ می‌شوند. نوع دیگر وحدت دیدرو می‌تواند «زندگی سالم مدرن» باشد که خرید ساعت هوشمند، دوچرخۀ ثابت هوشمند، و چند دست لباس ورزشی برند را «ایجاب» می‌کند. شاید در میان اشیا به‌دنبال هماهنگی باشیم، اما آنچه در واقع مطرح است هماهنگی هویت است: من چه جور آدمی هستم؟ از این‌جور یا از آن‌جور؟

در مقاله‌ای تازه در نشریۀ روان‌شناسی و بازاریابی، گروهی از پژوهشگران اثر دیدرو را در ارتباط با بدن و هویت بررسی کردند. آن‌ها با دَه زن کره‌ای که جراحی زیبایی انجام داده بودند مصاحبه کردند و دریافتند این جراحی به زنجیره‌ای از خریدها می‌انجامد، چون زنان خواهان مجموعه‌ای تازه از دارایی‌ها و تجربه‌ها هستند که با آنچه پژوهشگران «خودِ فاخر جدید» می‌نامند سازگار باشد. برخلاف روال معمول، نویسندگان این مقاله سوژه‌های خود را قربانیان تراژیک سرمایه‌داری تصویر نمی‌کنند، چراکه مصاحبه‌ها نشان می‌داد بسیاری از این زنان پس از عمل زیبایی با اعتمادبه‌نفس بیشتری به‌سراغ تجربه‌ها و انتخاب‌های تازه رفتند و این تغییر را فرصتی برای گسترش افق‌های زندگی‌شان دانستند.

البته جراحی زیبایی همیشه موفقیت‌آمیز نیست و ممکن است فرد را در چرخه‌ای از جراحی‌های متعدد با نتایج ناخوشایند گرفتار کند. بااین‌حال، همان اولین جراحی ممکن است زمینه‌ساز شکل‌گیری «وحدت دیدرو»ی جدیدی شود، نسخه‌ای نو از خود بیافریند و او را خوشحال‌تر کند. مصرف‌گرایی بدنام است و بسیاری آن را روشی برای واداشتن مردم به خرید چیزهای غیرضروری از راه تحریک اضطراب‌هایشان می‌دانند. بی‌تردید این نگاه بهره‌ای از حقیقت دارد، اما واقعیت این است که چیزهای مادی می‌توانند لذت، رضایت و خوشبختی به ارمغان بیاورند. کالین کمپبل، جامعه‌شناس بریتانیایی، معتقد است خریدارِ یک لباس تنها خود لباس را نمی‌خرد، بلکه مجوزی برای پروراندن نسخه‌ای تازه از خود در خیال به دست می‌آورد.

کمپبل به مصرف‌کننده عاملیت می‌بخشد و خرید را کنشی خلاقانه جلوه می‌دهد. به گفتۀ کمپبل، مصرف‌کننده «هنرمندِ خیال‌پردازی» است که آگاهانه پیرامون اشیای مطلوبش تخیل می‌کند. لباس راحتی، ساعت یا یک جفت کفش کتانی تنها بهانه‌ای است برای تجربۀ لذتِ اشتیاق، بازسازی هویت و خودآفرینی. واقعیت هیچ محصولی هرگز به زیبایی رؤیا نیست، اما اگر چنین بود، دیگر دلیلی برای خیال‌پردازی دوباره نمی‌ماند. چه به این تجربه‌ها «نیاز» داشته باشیم و چه نه، آن‌ها افق‌های زندگی را وسیع‌تر می‌کنند.

من اثر دیدرو را در موضوعاتی غیر از مصرف‌گرایی هم می‌بینم. همتای لباس راحتی دیدرو در سیاست چیست؟ شاید این باشد که روی یک موضوع خاص متوقف شوید؛ موضوعی که در آن با اردوگاه خود اختلاف پیدا می‌کنید. شاید نتوانید با نظر آن‌ها دربارۀ پناهجویان یا تغییرات اقلیمی همراه شوید، هرچند در بقیۀ موارد با آن‌ها موافق باشید. این ناسازگاری آزارتان می‌دهد. سپس به بازاندیشی مواضع دیگر می‌پردازید، به‌دنبال سازگاری تازه‌ای می‌گردید و سرانجام به سوی دیگر متمایل می‌شوید.

شاید هم لازم نباشد که به سوی دیگر بروید. دست‌کم در میان کسانی که درگیر سیاست‌اند، گرایشی به‌سوی هماهنگی کامل باورها شکل گرفته است؛ اگر موضع کسی را دربارۀ مناقشات خاورمیانه بدانم، با اطمینان نسبتاً خوبی می‌توانم نظرش را دربارۀ سقط جنین و مهاجرت حدس بزنم. ریشۀ این وضعیت آن است که باورهای سیاسی با هویت گره خورده‌اند. تنها چند هویت آماده برای انتخاب وجود دارد و هماهنگی درونی آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی به‌شدت پاس داشته می‌شود.

یکی دیگر از کارهایی که می‌توانیم بکنیم این است که از ناهمخوانی باورهای خلاف قاعده‌مان الهام بگیریم و داستانی متمایز و ناسازگار با نسخه‌های آمادۀ موجود بسازیم. یک جهان‌بینی می‌تواند منسجم باشد بی‌آنکه «سازگار» باشد، برخلاف نسخه‌های ازپیش‌ساخته. می‌توانیم آزادی‌مان را، همچون مصرف‌کنندگان و اندیشمندان، به کار بگیریم تا وحدت‌های دیدروی یگانه‌ای بسازیم که مانند لباس راحتی کهنۀ دیدرو از آن ما شوند. وگرنه فقط برای تبعیت از قواعد دیگران تلاش می‌کنیم و در این کار هیچ شکوه و عظمتی نیست.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟

ما در مجلۀ ترجمان تازه‌ترین نوشته‌های دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر می‌کنیم. در ترجمان تلاش می‌کنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آن‌ها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاه‌های گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آن‌که در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیه‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخه‌های چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.

این مطلب نوشتۀ ایان لزلی است و در تاریخ ۱۹ ژوئیۀ ۲۰۲۵ با عنوان «The Diderot Effect» در رافییِن منتشر شده. و برای نخستین‌بار با عنوان «همتای لباس راحتی دیدرو در سیاست چیست؟» در سی‌وهشتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.

ایان لزلی (Ian Leslie) نویسنده و روزنامه‌نگاری است که دربارۀ روان‌شناسی، رفتار انسانی، فرهنگ و تکنولوژی می‌نویسد. نوشته‌های او در نیواستیتسمن، گاردین، فایننشال‌تایمز و دیگر مطبوعات به انتشار می‌رسد. دروغ‌گوهای مادرزاد ( Born Liars)، کنجکاو ( Curious) و موهبت اختلاف (Conflicted: How Productive Disagreements Lead to Better Outcomes) از جمله کتاب‌های او هستند.

 

مرتبط

آیا واقعاً باید آن رمان را تمام کنی؟

آیا واقعاً باید آن رمان را تمام کنی؟

یک منتقد به بررسی فشار اخلاقی عجیبی پرداخته است که برای خواندن تا آخرین صفحه احساس می‌کنیم

ماسکیسم چیست؟

ماسکیسم چیست؟

ایلان ماسک شیفتۀ پیشرفت است، و به همان اندازه عاشق سلطه

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

ویلیام دی. اگرز، پال مک میلان

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اندرو لی

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0