بررسی کتاب

دلبستگی‌ها به زندگی معنا می‌دهند و ما را دربرابر فقدان آسیب‌پذیر می‌کنند

نگاهی به کتاب یک زندگی برای زیستن: رازهای زمان و فواید دلبستگی نوشتهٔ ساموئل شفلر

دلبستگی‌ها به زندگی معنا می‌دهند و ما را دربرابر فقدان آسیب‌پذیر می‌کنند
One Life to Lead

اطلاعات کتاب‌شناختی

One Life to Lead

The Mysteries of Time and the Goods of Attachment

Samuel Scheffler

February 11, 2025

London Review of Books

Now and Then

7 دقیقه

One Life to Lead

اطلاعات کتاب‌شناختی

One Life to Lead

The Mysteries of Time and the Goods of Attachment

Samuel Scheffler

February 11, 2025

تامس نیگل،لندن ریویو آو بوکس— ظاهراً انسان‌ها رابطهٔ منحصربه‌فردی با زمان دارند. برخلاف حیوانات، ما نسبت به گذشته و آینده‌مان ادراک و احساسی درونی داریم که دهه‌ها امتداد می‌یابد. فاکنر می‌نویسد «گذشته هرگز نمی‌میرد. حتی هنوز نگذشته است». ما زندگی را در طول زمان راهبری می‌کنیم: گذشته را به یاد می‌آوریم و برای آینده برنامه می‌ریزیم، و همواره آگاهیم که لحظهٔ کنونی‌مان در دل تاریخی گسترده‌ جای گرفته است.

کتاب تازهٔ ساموئل شفلر، یک زندگی برای زیستن 1، دو مضمون اصلی دارد؛ اول اینکه ما چگونه در زمان زندگی می‌کنیم: دگرگونی احساسات و نگرش‌ها در طول زمان و ناسازگاری میان راهبری زندگی و بی‌طرفی نسبت به تمام نقاط آن، با این پیش‌فرض که زمانِ رخ‌دادنِ یک رویداد نمی‌تواند نقشی در ارزش آن داشته باشد. مضمون دوم انکار نوع دیگری از فاصله‌گرفتن از زندگی با رویکرد دینی و فلسفی است که وعده می‌دهد از آسیب‌پذیری ما دربرابر نومیدی و فقدان بکاهد. شفلر تأکید می‌کند که دلبستگی به اشخاص، گروه‌ها و اهداف شخصی برای راهبری زندگی ضروری‌اند.

شفلر به تفاوت نگرش ما نسبت به لذت‌ها و دردهای گذشته و آینده می‌پردازد؛ بیشتر مردم دو ساعت دردِ دیروز را به یک ساعت دردِ فردا ترجیح می‌دهند، و یک ساعت لذتِ فردا را به دو ساعت لذتِ دیروز. دِرِک پارفیت این سوگیری را نامعقول می‌دانست و معتقد بود باید نسبت به زمان وقوع رویدادها بی‌طرف بود.

شفلر این بی‌طرفیِ انتزاعی را که احساسی طبیعی و نیرومند را کنار می‌زند رد می‌کند. در رابطۀ ما با گذشته و آینده تفاوت‌هایی وجود دارد. ما گذشته را به یاد می‌آوریم، اما آینده را نه. می‌توانیم با کنش خود بر آینده اثر بگذاریم، اما بر گذشته نه. آینده در «چشم‌انداز تأملی» ما قرار دارد؛ چشم‌اندازِ درد ما را به عمل و تصمیم برای جلوگیری از آن وامی‌دارد. اما وقتی درد مربوط به گذشته باشد، دیگر جزئی از چشم‌انداز تأملی ما نیست و درعوض می‌توانیم احساس آسودگی کنیم که پایان یافته است.

جایگزینِ زیستن در حال این نیست که نسبت به زمان بی‌طرف باشیم، بلکه آن است که زندگی را جهتمند در زمان پیش ببریم. ما نسبت به گذشته احساساتی چون گناه، شرم، پشیمانی و غرور داریم و نسبت به آینده امید و ترس؛ امیال ما نیز سمت و سویی رو به جلو دارند. شفلر می‌گوید راهبری یک زندگی «نه‌تنها کاری وابسته به عاملیت، بلکه کاری عاطفی و احساسی نیز هست».

او این موضوع را با مثال سوگواری بررسی می‌کند، احساسی که ما را به گذشته گره می‌زند و معمولاً با گذر زمان فروکش می‌کند. در این مثال، زمان و دلبستگی به هم می‌پیوندند. شفلر می‌پرسد چرا فروکش‌کردن سوگ، با وجود آنکه دلیلش از بین نرفته، با گذشت زمان پذیرفتنی است؛ آن شخص همچنان مرده است، پس چرا متوقف‌کردن سوگواری شبیه بی‌وفایی به نظر نمی‌رسد؟

شفلر می‌گوید بی‌طرفی نسبت به زمان به معنای نادیده‌انگاشتن پیچیدگی و جهتمندی زندگی ماست. سوگ نه صرفاً یک احساس دردناک، بلکه گسست عاطفی و تکان‌دهنده‌ای در وضع معمولِ روبه‌آیندۀ ماست. مرگ عزیزان توجه ما را به گذشته و به شخص ازدست‌رفته معطوف می‌کند. اما سرانجام «تعهد انسان به راهبری زندگی به‌تدریج دوباره خود را تحمیل می‌کند، و بار دیگر پذیرای دلایلِ حرکت روبه‌آینده می‌شویم».

شفلر ادعا می‌کند که انسان‌ها با مسئله‌ای جدی به نام «ناهماهنگی زمانی» مواجه‌اند: چگونه می‌توان میان امتدادداشتن زندگی در زمان و محصوربودن در لحظۀ حال آشتی برقرار کرد؟ توصیف او نشان می‌دهد که لحظهٔ حال آن‌قدرها هم محدودکننده نیست. ما این ناهماهنگی را این‌گونه حل می‌کنیم: با زیستنِ لحظه‌ها نه‌فقط در حال، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی ممتدی که راهبری کرده و می‌کنیم.

زندگی نه‌فقط با یادآوری و انتظار، که با دلبستگی‌های نیرومند و پایدار شکل می‌گیرد. از اینجا به مضمون دوم کتاب شفلر می‌رسیم؛ راهبری زندگی ضرورتاً مستلزم دلبستگی‌ها و روابط گزینشی با اشخاص و گروه‌های خاص و ارزش‌گذاری گزینشیِ امور و فعالیت‌هاست. شفلر می‌گوید همه طبق دلایلی کلی با چیزهای ارزشمند -مانند انسان‌ها- به اعتبار ارزششان رفتار می‌کنند، اما وقتی چیزی را واقعاً ارزش می‌نهیم، دلایل ویژه‌ای برایش پیدا می‌کنیم که برای دیگر مواردِ مشابه نداریم. ارزش‌نهادن صرفاً باور به ارزش نیست، بلکه نوعی دلبستگی و درگیری عملی و عاطفی است. ازآنجاکه ارزش‌نهادن مستلزم سرمایه‌گذاری عاطفی و جهت‌گیریِ عملی است، انسان نمی‌تواند برای همه‌چیز ارزش قائل شود.

بدین‌ترتیب، تعهد بی‌طرفانه به اشخاص، و بیشینه‌کردن خیر کلی که زیربنای فایده‌گرایی است، با تلقی دلبستگی‌محورِ شفلر از زندگی خوب ناسازگار است. بحث‌های فلسفی دربارهٔ جانبداری فرد از منافع خانواده، دوستان یا جامعه اغلب این تلقی را نوعی سوگیری می‌دانند، اما شفلر مخالف است: «توجه نشان‌دادن متفاوت به کسانی که با آنان روابط شخصی نزدیک داریم سوگیری نیست، بلکه بخشی از معنای ارزش‌نهادن به چنین روابطی است».

بدون چنین روابطی، نمی‌توان گفت کسی زندگی انسانی‌اش را راهبری می‌کند. دلبستگی‌ها به زندگی معنا می‌دهند و البته ما را دربرابر فقدان آسیب‌پذیر می‌کنند: «با ارزش‌نهادن، ما خود را به دست بخت می‌سپاریم، و بخت می‌تواند بی‌رحم باشد. فقط کسانی می‌توانند به‌لحاظ عاطفی آسیب‌ناپذیر شوند که به هیچ‌چیز ارزش نمی‌نهند». و در نظر شفلر، آن فاصله‌گرفتن افراطی که به‌عنوان راه گریز از آسیب‌پذیری توصیه می‌شود درواقع گریز از خودِ زندگی است. دلبستگی‌ها شکل اصلیِ درگیرشدن ما با جهان‌اند. مطلوب ما در زندگی صرفاً برآورده‌شدن امیال خودمان نیست، بلکه می‌خواهیم با مطالباتی از سوی جهان و دیگران نیز روبه‌رو شویم.

اما آیا این دلبستگی‌های گزینشی و نیرومند با ادعاهای غیرشخصی‌تر و بی‌طرفانه‌ترِ اخلاق سازگارند؟ شفلر معتقد است که تعارضی وجود ندارد: برعکس، مطالباتی که دلبستگی‌ها بر ما تحمیل می‌کنند بخشی جدایی‌ناپذیر از اخلاق‌اند، هرچند تابع برخی محدودیت‌ها هستند که اصول انصاف، عدالت و رفتار برابر تحمیل می‌کنند. بیشتر مردم باور دارند که «شایستگی انسان به این است که فضیلت‌های حاصل از ایفای نقش‌ها و روابط اجتماعی‌اش را تحقق بخشد. …دلبستگی‌ها، روابط شخصی، و نقش‌های اجتماعی‌ای که بر عهده دارد بخش عمده‌ای از اخلاق است».

کتاب به موضوعات دیگری نیز می‌پردازد: نقش بخت و شرایطِ خارج از اختیار در زندگی ما؛ تهی‌ترشدن زندگی از تعهدها و الزامات معنادار پس از ازدست‌رفتن روابط در سالخوردگی؛ و رابطۀ ما با نسل‌های گذشته و آینده. شفلر، به‌جای اصول انتزاعی، به واقعیت روابط انسانی و شیوه‌های زیستن توجه می‌کند. این کتاب شما را وادار می‌کند دربارهٔ شکل زندگی‌تان بیندیشید.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟

ما در مجلۀ ترجمان تازه‌ترین نوشته‌های دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر می‌کنیم. در ترجمان تلاش می‌کنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آن‌ها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاه‌های گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آن‌که در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیه‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخه‌های چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.

این مطلب نوشتۀ تامس نیگل است و در تاریخ ۵ فوریۀ ۲۰۲۶ با عنوان «Now and Then» در لندن ریو آو بوکس منتشر شده. و برای نخستین‌بار با عنوان «دلبستگی‌ها به زندگی معنا می‌دهند و ما را دربرابر فقدان آسیب‌پذیر می‌کنند» در سی‌وهشتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.

تامس نیگل(Thomas Nagel) فیلسوف آمریکایی و استاد بازنشستۀ فلسفه و حقوق در دانشگاه نیویورک، از چهره‌های برجستۀ فلسفۀ تحلیلی معاصر است. او دکترای خود را زیر نظر جان رالز از هاروارد گرفت و سال‌ها در دانشگاه‌های برکلی، پرینستون و نیویورک تدریس کرد. نیگل در اخلاق، فلسفۀ سیاسی و فلسفۀ ذهن آثاری اثرگذار نوشته و به‌ویژه با مقالۀ مشهور «خفاش بودن چگونه است؟» شناخته می‌شود. او از بنیان‌گذاران مجلۀ فیلوسافی اند پابلیک افرز نیز بوده است.

پاورقی

  • 1
    One Life to Lead: The Mysteries of Time and the Goods of Attachment

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

ویلیام دی. اگرز، پال مک میلان

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اندرو لی

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0