وقتی چین اعلام کرد دیگر زبالهٔ خارجی نمیپذیرد، ترکیه بزرگترین واردکنندۀ زبالهٔ پلاستیکی جهان شد
Dirty Deals, International Rivalries and the Scandalous Afterlife of Rubbish
Alexander Clapp
John Murray, 2025
ژورنالیست
Turkey said it would become a ‘zero waste’ nation. Instead, it became a dumping ground for Europe’s rubbish
8 دقیقه
Dirty Deals, International Rivalries and the Scandalous Afterlife of Rubbish
Alexander Clapp
John Murray, 2025
الکساندر کلپ،گاردین— اواخر سال ۲۰۱۶، چند مایل آنسوتر از آدانا، عزالدین آکمان در بالکن طبقهٔ دوم خانهاش نشسته بود که ناگهان کامیونی کنار باغ مرکباتش توقف کرد، انبوهی زباله را خالی کرد، کیسهای کاغذی را آتش زد و روی زبالهها انداخت. زبالهها شعلهور شدند. حدود ۵۰ هکتار از درختان آکمان طعمهٔ آتش شدند. او با سطل از جوی کنار جاده آب برمیداشت و حدود یک ساعت به این ترتیب تلاش کرد تا شعلهها را مهار کند. سرانجام آتش فروکش کرد و انبوهی از زبالههای نیمسوخته نمایان شد. در میان آنها، بستهبندیهایی با نوشتههایی به یورو و پوند پیدا کرد. آکمان سالها با صادرات پرتقال و لیمو به اروپا زندگی میگذراند، اما حالا همان مسیری که میوههایش را به اروپا میبرد زبالههای اروپا را به مزرعهاش پس فرستاده بود. چند هفته بیشتر از آتشسوزی نگذشته بود که برگهای درختها زرد شدند، میوهها پیش از رسیدن از شاخه افتادند، و یک سال بعد، درختان دیگر بار ندادند.
پلاستیک در دههٔ ۱۹۴۰ بهعنوان مادهای معرفی شد که، بلافاصله پس از مصرف، میشود از شرش راحت شد. دو مزیت داشت: تولیدش ارزان بود و استفاده از آن بینهایت آسان. اما در دل این مزایا هزینهای زیستمحیطی نهفته بود: اشیایی که چ فقط چند ثانیه به کار میآیند برای تجزیهشدن به صدها یا حتی هزاران سال زمان نیاز دارند. سرنوشت ۹ میلیارد تُن پلاستیکی که از سال ۱۹۵۰ دور انداخته شدهاند تقریباً یکی است: همهٔ آنها هنوز بهنوعی وجود دارند.
در دههٔ ۱۹۸۰، آگاهی عمومی از بحران دفع پلاستیک افزایش یافت. همان زمان، صنعت پتروشیمی برای مهار این بحران راهحلی معرفی کرد. آنها مدعی شدند که دورریختن پلاستیک، برخلاف تصور رایج، لزوماً به معنای نابودی زمین نیست و حتی میتواند سودمند باشد، چراکه نه لازم است آن را دفن کرد، نه سوزاند؛ راهحلش بازیافت است. هرچند اصلِ بازیافت دروغ نیست، اما این تصور که بتوان بخش عمدهای از پلاستیکها را بهطور مؤثر بازیافت کرد در اصل فریبی بزرگ بود، چراکه تبدیل پلاستیک کهنه به نو نه عملی است و نه اقتصادی. حتی اگر تبدیل پلاستیک کهنه به نو سودآور باشد، این فرایند چیزی نیست که بتوان بارها و بارها تکرارش کرد. پلاستیک پس از دو یا سه بار استفاده چنان مستهلک میشود که دیگر امکان بازگرداندنش به چرخهٔ تولید وجود ندارد.
دلیل دیگری که نشان میدهد بازیافت نمیتواند راهحلی عملی برای بحران پلاستیک باشد سمیبودن این فرایند است. پلاستیکهای مصرفشده حاوی انواع افزودنیهاییاند که اگر آنها را در بشکههای فلزی به کشورهای درحالتوسعه صادر کنیم، بهعنوان زبالهٔ خطرناک شناخته میشوند و صادراتشان غیرقانونی است. درواقع، شاید مهمترین استدلال علیه بازیافت پلاستیک این باشد: پلاستیک فقط چند بار قابلبازیافت است و هر بار، برای حفظ کیفیت، باید رزینهای تازه به آن اضافه کرد. بهعبارت دیگر، بازیافت نهتنها باعث کاهش زباله نمیشود، بلکه تداوم تولید پلاستیک را تضمین میکند. از زمانی که بازیافت بهعنوان «راهحل» معرفی شد، حجم زبالههای پلاستیکی در آمریکا از ۲۷ کیلوگرم برای هر فرد در سال ۱۹۸۰ به ۹۹ کیلوگرم در سال ۲۰۱۸ رسید.
در تابستان ۲۰۱۷ امینه اردوغان، بانوی اول ترکیه، وعده داد که کشورش طی ۱۵ سال آینده به کشوری «بدون زباله» تبدیل خواهد شد. عملکرد ترکیه در این زمینه تا آن زمان فاجعهبار بود: اوایل دههٔ ۲۰۰۰، مردم روزانه دهها میلیون بطری پلاستیکی میخریدند و، تا ۲۰۱۰، سالانه ۳۵ میلیارد کیسهٔ پلاستیکی دور ریخته میشد که بیش از ۹۰ درصدشان سر از دشتها یا دریا درمیآوردند. در سالهای بعد، پروژهٔ «بدون زباله» برای امینه اردوغان تحسینها و جوایز بینالمللی به ارمغان آورد و به ابزاری در سیاست خارجی بدل شد. اما مشکل کوچکی وجود داشت: تنها چند هفته پس از آنکه اردوغان ابتکارش را مطرح کرد، چین اعلام کرد دیگر زبالهٔ خارجی نمیپذیرد و از همان زمان ترکیه به یکی از بزرگترین دریافتکنندگان زبالهٔ پلاستیکی در جهان بدل شد.
ایدهٔ بازیافت که صنعت پتروشیمی در دههٔ ۱۹۸۰ ترویجش کرد از آغاز فریبنده به نظر میرسید، اما در پسِ آن مسئلهای عمیقتر نهفته بود: کشورهای ثروتمند خود را از بار مدیریت زبالههای پلاستیکی معاف کردند و، از دههٔ ۱۹۹۰، این زبالهها در مقیاسی وسیع به کشورهای فقیرتر صادر شدند. اوایل دههٔ ۹۰، چین مقصد نیمی از تمام پلاستیکهای بازیافتی جهان شد و تا اوایل دههٔ ۲۰۰۰ زبالههای آمریکایی و اروپایی در مقیاس وسیع به چین میرفتند.
وقتی چین واردات زباله را متوقف کرد، کشورهای ثروتمند بلافاصله مقصدهای جدیدی پیدا کردند: زبالههای یونان در لیبریا، ایتالیا در تونس، هلند در اندونزی، و زبالههای آلمان در لهستان انباشته شدند. صادرات زباله به آفریقا چهاربرابر شد؛ مالزی به بزرگترین مقصد زبالههای آمریکایی بدل گشت؛ و فیلیپین در واکنش به ارسال کانتینرهایی پر از پوشک کثیف از سوی کانادا این کشور را تهدید به جنگ کرد. کمتر از یک سال پس از آغاز پروژهٔ اردوغان، بیش از ۲۰۰ هزار تُن از زبالههایی که تا پیشازآن به جنوبشرقی چین میرفت این بار به جنوبشرقی ترکیه سرازیر شد.
بیشتر زبالههای وارداتی ترکیه از بریتانیا میآمد، کشوری که پس از برگزیت با بحران حملونقل و انباشت زباله مواجه بود. دلالان بریتانیایی برای هر تُن پلاستیک تا ۷۰ پوند دریافت میکردند. خیلی زود نیمی از پلاستیکهایی که بریتانیا مدعی بازیافتشان بود به خارج صادر میشد و نیمی از همانها به ترکیه میرسید. طی سه سال پس از آغاز پروژهٔ اردوغان، بیش از ۷۵۰ هزار تُن پلاستیک کهنه از اروپا به آناتولی آمد و ترکیه را به بزرگترین واردکنندهٔ زبالهٔ پلاستیکی جهان تبدیل کرد، به طوری که هر شش دقیقه یک کامیون زباله به آن وارد میشد.
البته باید منصف بود؛ بخشی از این زبالهها واقعاً استفاده میشدند، اما نه برای بازتولید کالاهای اصلی، بلکه برای تولید کالاهای ارزانقیمت خانگی یا بهعنوان سوخت رایگان در کارخانههای سیمان. بااینحال، بسیاری از پلاستیکها چنان آلوده بودند که نه قابلبازیافت بودند و نه حتی قابلسوزاندن. سرنوشتشان همان بود که آکمان در مزرعهاش دید.
از سال ۲۰۲۱، فعالان محیط زیست به روشی نوآورانه روی آوردند: جاسازی تراشههای جیپیاس در بطریهای خالی، انداختن آنها در سطلهای بازیافت، و تعقیب مسیرشان تا هزاران مایل آنسوتر. در یک مورد، خبرنگاران مسیر کیسهای پلاستیکی را که بیرون یکی از فروشگاههای «تسکو» در لندن انداخته شده بود دنبال کردند: ابتدا ۸۰ مایل تا بندر هاریچ، سپس با کشتی به هلند، بعد با کامیون به لهستان، و نهایتاً ۲۰۰۰ مایل به جنوب، تا حومهٔ آدانا. تا ۲۰۲۲، آنقدر زبالهٔ خارجی به آدانا سرازیر میشد که فعالان محیط زیست ناگزیر بودند برای ردیابیشان با پهپاد از هزاران پا بالاتر منطقه را پایش کنند.
چند روز پس از حضورم در آدانا و در مسیر بازگشت به استانبول، با خبری روبهرو شدم: در اکتبر ۲۰۲۱، رجب طیب اردوغان برای گذاشتن سنگبنای یک کارخانهٔ پتروشیمی به آدانا رفت، مجموعهای در منطقهای صنعتی به وسعت ۲۰۰۰ زمین فوتبال. آدانا دیگر قرار نبود فقط زباله دریافت کند، بلکه بنا بود اقتصادش را بر پایهٔ همین زبالهها بنا کند. و ترکیه نیز دیگر وانمود نمیکرد که در مسیر آیندهای «بدون زباله» است، بلکه تصمیم گرفته بود با تمام قوا وارد تجارت جنونآمیز تولید پلاستیک شود: سالانه ۳ میلیارد پوند پلاستیک، معادل ۶۰ میلیارد بطری آب.
فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟
ما در مجلۀ ترجمان تازهترین نوشتههای دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر میکنیم. در ترجمان تلاش میکنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آنها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاههای گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آنکه در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار میگیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیههای ویژه نیز بهرهمند میشوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخههای چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.
الکساندر کلپ (Alexander Clapp) روزنامهنگار و نویسندهٔ تحقیقی بینالمللی است که در آتن یونان زندگی میکند. او بهطور ویژه به مسائل محیطزیستی و اقتصاد سیاسی جهانی میپردازد و نوشتههایش در رسانههایی مانند گاردین، نیویورکتایمز و لندن ریویو آو بوکس منتشر شده است. مهمترین اثر او کتاب «جنگهای زباله (Waste Wars)» است که در آن با گزارشهای میدانی نشان میدهد زبالههای کشورهای ثروتمند چگونه در قالب یک تجارت جهانی به کشورهای فقیر منتقل میشوند و چه پیامدهای زیستمحیطی، اجتماعی و انسانی گستردهای بهجا میگذارند.