image

آنچه می‌خوانید در مجلۀ شمارۀ 36 ترجمان آمده است. شما می‌توانید این مجله را به صورت تکی از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.

نوشتار

نسخه‌ای برای رشد مغزهای کوچک زنگ‌زده

وقتی دلیل فقر ناکارآمدی تربیتی باشد، دیگر نیازی به پرسش از نابرابری جهانی احساس نمی‌شود

نسخه‌ای برای رشد مغزهای کوچک زنگ‌زده گروهی از کودکان عربِ مور در شهر صحرایی بوجبجا در مالی، واقع در غرب آفریقا، در ماسه‌ها بازی می‌کنند. عکس از آمی ویتالی / پانوس پیکچرز.
فرانسسکا مزنزانا و گابریل شایدکر

فرانسسکا مزنزانا و گابریل شایدکر

پژوهشگر حوزۀ انسان‌شناسی

aeon

Hegemony and childcare

8 دقیقه

فرانسسکا مزنزانا و گابریل شایدکر، ایان— در ژوئیۀ ۲۰۲۴، مجلۀ اکونومیست روی جلد خود تصویری از مغزی طلایی به‌شکل کرۀ زمین منتشر کرد با این تیتر بزرگ: «چگونه بهرۀ هوشی جهان را افزایش دهیم؟». پروندۀ اصلی این شماره به رشد شناختی کودکان می‌پرداخت و بر پایۀ مجموعه‌ای از پژوهش‌ها بر اهمیت تغذیه، تحریک شناختی و مراقبت عاطفی در سال‌های ابتدایی زندگی تأکید می‌کرد. اما با نگاهی دقیق‌تر روشن بود که مخاطب این «دعوت جهانی» عملاً تنها بخشی از جهان است: کشورهای موسوم به جنوب جهانی.

در سال‌های اخیر، رشد شناختی کودکان به یکی از اولویت‌های کلیدی برنامه‌های توسعه تبدیل شده است. نهادهایی مثل یونیسف، بانک جهانی و سازمان جهانی بهداشت چارچوب‌هایی برای بهبود رشد دوران کودکی طراحی کرده‌اند که هدفشان تقویت ظرفیت‌های ذهنی کودکان از طریق آموزش والدین است. منطق این مداخلات بر دو فرض کلیدی استوار است. نخست اینکه رابطۀ والدین با کودک در سال‌های آغازین زندگی می‌تواند ساختار مغز او را شکل دهد؛ و دوم اینکه نوع خاصی از فرزندپروری — که در ادبیات سیاست‌گذاری با عنوان «مراقبت پرورشی» شناخته می‌شود — برای رشد مطلوبِ شناختی و عاطفی ضروری است.

در این چارچوب، مراقبت از کودک معمولاً با مجموعه‌ای از توصیه‌های نسبتاً ثابت همراه است: صحبت‌کردن با نوزاد حتی پیش از تولد، خواندن کتاب، بازی روزانه، تماس چشمی مکرر و ایجاد محیطی امن و قابل‌پیش‌بینی. این مدل در اسناد نهادهای بین‌المللی با شعارهایی مانند «ساختن مغز، ساختن آینده» معرفی می‌شود و به‌عنوان ابزاری برای شکستن چرخۀ فقر تبلیغ می‌گردد. بانک جهانی حتی تخمین زده که هر دلار سرمایه‌گذاری در این حوزه می‌تواند تا ۱۳ دلار بازگشت اقتصادی به همراه داشته باشد.

اما این روایت زمانی معنا و کارکرد پیدا می‌کند که به‌عنوان پیش‌فرضی نانوشته بپذیریم که الگوهای رایج فرزندپروری در کشورهای جنوب جهانی برای رشد کودک کافی نیستند. در این چارچوب، فقر و نابرابری نه به ساختارهای اقتصادی یا تاریخی، بلکه به رفتارهای نادرست تربیتی نسبت داده می‌شود. به‌جای اینکه نهادها مسئول عقب‌ماندگی در پیشرفت باشند، خانه‌ها مقصر جلوه داده می‌شوند؛ کودک «در معرض خطر» و والدین «آموزش‌ندیده» معرفی می‌شوند، و نهادهای بین‌المللی مأمور اصلاح این وضعیت می‌شوند.

این منطق یادآور گفتمان‌های آشنای استعمارگرایانه است. واژه‌ها تغییر کرده‌اند، اما ساختار استدلال همان است. زمانی از «عقب‌ماندگی نژادی» سخن گفته می‌شد، امروز از «کمبود مراقبت اولیه»، «ظرفیت مغزی تحقق‌نیافته» یا «محرومیت از تغذیه و تحریک شناختی» صحبت می‌شود. در یکی از مطالعات پرارجاع منتشرشده در لنست آمده است که بیش از ۹۹ درصد کودکان چاد و بیش از ۹۲ درصد کودکان جنوب صحرای آفریقا حتی «حداقل مراقبت کافی» را دریافت نمی‌کنند. مقاله‌ای دیگر از ۲۰۰ میلیون کودک در کشورهای کم‌درآمد سخن می‌گوید که، بر اساس ارزیابی‌های نهادهای جهانی، در معرض خطر عقب‌ماندن از معیارهای رشدِ مطلوب قرار دارند و در آینده به احتمال بیشتری با فقر، تعداد فرزندان بیشتر و محرومیت مواجه خواهند بود.

اما اینکه «مراقبت کافی» دقیقاً به چه معناست پرسشی ا‌ست که کمتر به آن پرداخته می‌شود. در بسیاری از مطالعات، شاخص‌های مراقبت از کودک بر اساس پیمایش‌هایی مانند ام‌آی‌سی‌اس تعریف می‌شوند. این پرسش‌نامه‌ها معمولاً از والدین می‌پرسند: آیا فرزندتان به مهدکودک می‌رود؟ آیا در خانه کتاب یا اسباب‌بازی دارد؟ آیا برایش برنامۀ بازی با دیگر کودکان تنظیم کرده‌اید؟ پاسخ منفی به یکی از این پرسش‌ها کافی است تا مراقبت «حداقلی» تلقی شود؛ و اگر پاسخ به دو مورد منفی باشد، والد «ناتوان در فراهم‌کردن تحریک شناختی و فرصت‌های یادگیری» ارزیابی می‌شود.

سنجه‌های رایج برای ارزیابی کیفیتِ مراقبت از کودک لزوماً نادرست نیستند و بر درکی خاص و محدود از رشد تکیه دارند. در این چارچوب، عناصری مانند مهدکودک، کتاب داستان و بازی‌های آموزشی به‌عنوان شاخص‌های جهانیِ رشد مطلوب شناخته می‌شوند. درمقابل، کودکانی که در بسترهای غیررسمی — مثل همراهی در کارهای خانه، تعامل روزمره با بزرگ‌ترها یا بازی آزاد در خانواده — مهارت کسب می‌کنند از میدان سنجش بیرون می‌مانند. این شکل از یادگیری که در بسیاری از جوامع جنوب جهانی بخشی طبیعی از زندگی کودک است در ارزیابی‌های رسمی نه سنجیده می‌شود و نه به رسمیت شناخته می‌شود. و این غیبتْ ناخواسته تصویری ناقص از آنچه «مراقبت مطلوب» تلقی می‌شود ایجاد می‌کند.

حتی علم رشد کودک، که پشتوانۀ این مداخلات است، خالی از سوگیری نیست. بیشتر ابزارهای سنجش بر اساس داده‌هایی طراحی شده‌اند که از کودکان جوامع WEIRD (غربی، تحصیل‌کرده، صنعتی، ثروتمند و دمکراتیک) به دست آمده‌اند. نتیجه آنکه تفاوت فرهنگی در شیوۀ رشد، نه به‌عنوان تفاوت، بلکه به‌عنوان تأخیر یا کمبود تفسیر می‌شود.

در حوزۀ علوم اعصاب نیز وضعیت چندان بهتر نیست. شواهد برجسته‌ای که مکرراً در گزارش‌ها و سیاست‌ها تکرار می‌شوند عمدتاً از کودکانی به دست آمده‌اند که در شرایط کاملاً استثنایی و بحرانی رشد کرده‌اند —مثل یتیم‌خانه‌های رومانی در دهۀ ۱۹۹۰، جایی که کودکان در انزوای کامل بزرگ می‌شدند. اما این نمونه‌ها اکنون مبنای روایت‌هایی کلی دربارۀ «مغزهای رشدنیافته» در جهان جنوب شده‌اند، بی‌آنکه شواهد کافی از شرایط واقعی این کشورها وجود داشته باشد.

وقتی فقر را ناشی از ناکارآمدی تربیتی خانواده‌ها بدانیم، دیگر نیازی به پرسش از نابرابری جهانی، تاریخ استعمار یا نقش کشورهای ثروتمند احساس نمی‌شود. سیاست‌گذاریِ متمرکز بر آموزش والدین جای گفت‌وگو دربارۀ ساختارها را می‌گیرد. همین نگاه، به‌شکلی ضمنی، می‌تواند به سیاست‌های ضدمهاجرت، کاهش حمایت اجتماعی و بی‌تفاوتی عمومی مشروعیت ببخشد. وقتی مشکل به مغز کودک تقلیل پیدا کند، راه‌حل هم ساده به نظر می‌رسد: «مداخله در خانه»، نه اصلاح نهادها.

بااین‌همه، مسئله بر سر اصل مداخله نیست، بلکه بر سر چگونگی طراحی و اجرای آن است. اگر قرار است به رشد کودک کمک شود، باید تجربه‌های زیستۀ والدین، سبک‌های بومیِ تربیت و ارزش‌های فرهنگی جوامع مبنا قرار گیرد. به‌جای تحمیل نسخه‌ای واحد از بالا، باید گفت‌وگویی مشارکتی و از جایگاه برابر با مراقبان محلی شکل بگیرد. مراقبت از کودک تجربه‌ای فرهنگی است، نه مدل ثابتی که بتوان آن را به همۀ جهان تعمیم داد. هیچ مسیر یکتایی برای رشد مغز وجود ندارد، و آنچه «ظرفیت رشد» نامیده می‌شود بسته به زمینه و فرهنگ معنا پیدا می‌کند.

شاید آنچه باید بازسازی شود نه مغز کودک، بلکه نگاهی است که رشد کودک را ابزاری برای نجات جهان جنوب از فقر و نابرابری تلقی می‌کند —نگاهی که تفاوت را نادیده می‌گیرد و، به‌جای درک درست شرایط، نسخه تجویز می‌کند. برای بهبود وضعیت کودکان در جهان جنوب، شاید لازم نباشد ساختار مغز کودک را تغییر دهیم؛ شاید کافی باشد نگاهی تازه به رشد، مراقبت و سیاست تربیتی داشته باشیم، یعنی به‌جای برچسب‌زدن به‌خوبی شرایط را درک کنیم؛ به‌جای مداخلۀ بیرونی مشارکت محلی را جدی بگیریم؛ و به‌جای تعیین معیار جهانی به تنوع زندگی انسانی احترام بگذاریم.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟
فصلنامۀ ترجمان شامل ترجمۀ تازه‌ترین حرف‌های دنیای علم و فلسفه، تاریخ و سیاست، اقتصاد و جامعه و ادبیات و هنر است که از بیش از ۱۰۰ منبع معتبر و به‌روز انتخاب می‌شوند. مجلات و وب‌سایت‌هایی نظیر نیویورک تایمز، گاردین، آتلانتیک و نیویورکر در زمرۀ این منابع‌اند. مطالب فصلنامه در ۴ بخش نوشتار، گفت‌وگو، بررسی کتاب، و پروندۀ ویژه قرار می‌گیرند. در پرونده‌های فصلنامۀ ترجمان تاکنون به موضوعاتی نظیر «اهمال‌کاری»، «تنهایی»، «مینیمالیسم»، «فقر و نابرابری»، «فرزندآوری» و نظایر آن پرداخته‌ایم. مطالب ابتدا در فصلنامه منتشر می‌شوند و سپس بخشی از آن‌ها به‌مرور در شبکه‌های اجتماعی و سایت قرار می‌گیرند، بنابراین یکی از مزیت‌های خرید فصلنامه دسترسی سریع‌تر به مطالب است.

فصلنامۀ ترجمان در کتاب‌فروشی‌ها، دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه اینترنتی ترجمان به‌صورت تک شماره به‌ فروش می‌رسد اما شما می‌توانید با خرید اشتراک سالانۀ فصلنامۀ ترجمان (شامل ۴ شماره)، علاوه بر بهره‌مندی از تخفیف نقدی، از مزایای دیگری مانند ارسال رایگان، دریافت کتاب الکترونیک به‌عنوان هدیه و دریافت کدهای تخفیف در طول سال برخوردار شوید. فصلنامه برای مشترکان زودتر از توزیع عمومی ارسال می‌شود و در صورتی‌که فصلنامه آسیب ببیند بدون هیچ شرط یا هزینۀ اضافی آن را تعویض خواهیم کرد. ضمناً هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراکتان را لغو کنید و مابقی مبلغ پرداختی را دریافت کنید.

این مطلب برگرفته از نوشتۀ فرانسسکا مزنزانا و گابریل شایدکر است که در تاریخ ۲۷ فوریۀ ۲۰۲۵ با عنوان «Hegemony and childcare» در وب‌سایت ایان منتشر شده است و برای نخستین‌بار با عنوان «نسخه‌ای برای رشد مغزهای کوچک زنگ‌زده» در سی‌وششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۱۰ آذر ۱۴۰۴با همان عنوان منتشر کرده است.

فرانچسکا مزنزانا (Francesca Mezzenzana) انسان‌شناسی است که با مردم رونا در آمازون اکوادور کار می‌کند. او دارای دکترای انسان‌شناسی از مدرسه اقتصاد لندن است و پژوهشگر اصلی پروژه LearningNatures می‌باشد که در مرکز ریچل کارسون برای محیط زیست و جامعه در مونیخ، آلمان مستقر است.

گابریل شیدکر (Gabriel Scheidecker) استادیار در دپارتمان انسان‌شناسی اجتماعی و مطالعات فرهنگی در دانشگاه زوریخ در سوئیس است. او پژوهشگر اصلی پروژه «نجات مغزها؟ به‌کارگیری مردم‌نگاری در مداخلات دوران کودکی در کشورهای جنوب جهانی» (۲۰۲۳–۲۰۲۸) است که توسط گرنت شروع به کار SNSF تأمین مالی شده است.

مرتبط

تا سرحد مرگ خودمان را سرگرم کرده‌ایم

تا سرحد مرگ خودمان را سرگرم کرده‌ایم

کتاب نیل پستمن، با گذشت چهل سال از انتشار، همچنان پرخواننده است

چرا جست‌وجوی تفاوت به هم‌شکلی کامل ختم می‌شود؟

چرا جست‌وجوی تفاوت به هم‌شکلی کامل ختم می‌شود؟

در رمان کمال هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند، چون هیچ‌چیز هرگز نمی‌تواند تغییر کند؛ همه‌چیز همان است که بود

خانه غمگین است. بمانیم یا برویم؟

خانه غمگین است. بمانیم یا برویم؟

جستاری دربارۀ دل‌کندن از وطن و رویای زندگی در جایی دیگر

ژامه‌وو چیست؟

ژامه‌وو چیست؟

پدیده‌ای معکوس دژاوو: وقتی چیزهای آشنا ناگهان ناآشنا به نظر می‌رسند

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0