image

آنچه می‌خوانید در مجلۀ شمارۀ 38 ترجمان آمده است. شما می‌توانید این مجله را به صورت تکی از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.

نوشتار

«نشان بده، نگو» ابلهانه‌ترین قانون نویسندگی است

«نشان بده، نگو» ابلهانه‌ترین قانون نویسندگی است
فِردریک دبوئر

فِردریک دبوئر

منتقد فرهنگی

freddiedeboer

Great Writers "Tell" All the Time

6 دقیقه

فرِدی دبوئر، ساب استک فرِدی دبوئر— «ساب‌استک نوتس» رسانه‌ای اجتماعی برای تبادل نظر نویسندگان است، و مثل هر رسانۀ اجتماعی دیگر گاهی بر آتش اختلاف‌نظرها و دعواها می‌دمد. اخیراً، پُستی بحث‌برانگیز دیدم که نظرم را جلب کرد: «ابلهانه‌ترین قانون نویسندگی که شنیده‌ام ’نشان بده، نگو‘ است. تا سی سال پیش که کلاس‌های تخصصیِ نویسندگیِ خلاق مشترکاً به این نتیجه رسیدند که ’گفتن‘ قدرت تمرکز زیادی از خوانندگان می‌طلبد، همۀ نویسندگان بزرگ ’می‌گفتند‘». من با این حرف موافقم.

«نشان بده، نگو» یکی از پربسامدترین توصیه‌های نویسندگی در زبان انگلیسی است -در کارگاه‌ها مدام تکرار می‌شود و بر دست‌نوشته‌های دانشجویان نقش می‌بندد. و اگر صورتی جزم‌اندیشانه پیدا کند، ممکن است برخی از درخشان‌ترین نمونه‌های نثر نیز در امان نمانند. البته، «نشان بده، نگو»، مثل بسیاری از توصیه‌های نویسندگی، مایه‌ای از حقیقت دارد، ولی مانند تقریباً همۀ توصیه‌ها فایدۀ عملی آن برای نویسندگان تازه‌کار و بی‌تجربه نزدیک به صفر است.

یک دلیل مخالفتم با توصیۀ «نشان بده، نگو» این است که از گونه‌های هنریِ دیگری نشئت گرفته است. این قانون از نمایش‌نامه‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی آمده است. درام‌نویس هم می‌تواند شخصیت نمایش را وادار کند بگوید رفتار شوهرش سرد است، هم می‌تواند صحنه‌ای خلق کند و سردی‌اش را نشان دهد. ولی وقتی این قانون به ادبیات داستانی منتقل می‌شود، یک نکتۀ مهم از یاد می‌رود: در داستان «نشان‌دادن» نداریم. تنها و فقط «گفتن» داریم. کلمات روایت می‌کنند! توصیف آسمان ابریْ «گفتن» است. خطوط گفت‌و‌گو «گفتن» است. این رسانه اساساً و بی‌چون‌وچرا روایی است.

بزرگ‌ترین نویسندگان صاحب‌سبک‌ بی هیچ شرمی این قانون را زیر پا گذاشته‌اند. تولستوی رمان آنا کارنینا را با این جمله شروع می‌کند: «خانواده‌های خوشبخت همه یک‌جورند، ولی هر خانوادۀ بدبخت به طرز خاص خودش بدبخت است». این نشان‌دادن نیست! اینجا رمان‌نویس پیشاپیشِ داستان خود می‌ایستد تا نظرش را اعلام کند.

جین آستن جزو راویان سرسخت است. در رمان عقل و احساس دربارۀ یکی از شخصیت‌ها می‌گوید «او قلب پاکی داشت؛ خصلتاً مهربان بود، و احساساتی قوی داشت، ولی طرز تسلط بر آن‌ها را می‌دانست». آستن به خوانندگان «می‌گوید»، چون اقتضای آن لحظۀ خاص این است.

نمونۀ جورج الیوت از همه آموزنده‌تر است. دخالت راوی در روایت رمان میدل‌مارچ نقص تکنیک نویسنده نیست، بلکه خودِ تکنیک اوست. الیوت می‌نویسد «اگر با بینش و احساسی قوی همه‌چیز را درک می‌کردیم -صدای رشد علف و ضربان قلب سنجاب را می‌شنیدیم- غریو غرشی که آن طرفِ سکوتِ زندگی است ما را می‌کشت». هیچ لحظۀ نمایشی یا صحنۀ فیلمی تأثیر این جمله را ندارد.

حالا ببینید که دیکنز در رمان خانۀ قانون‌زده چه می‌گوید: «او مردی متشخص با وجدانی خلل‌ناپذیر است، از هر چیز حقیر و پَست بیزاری می‌جوید، و هر دم آماده است به اشاره‌ای جان خود را فدا کند». این شیرین‌کاری‌ها چاشنی همۀ آثار دیکنز است و گزارش مسقیم نقشی محوری در سبک او دارد.

یادداشت‌های زیرزمینی داستایوفسکی هم از منظر ساختاری تقریباً چیزی جز «گفتن» نیست.

تکیۀ اصلی رمان لولیتای نابوکوف به‌طور کامل بر روایت مردی است که به ما «می‌گوید» و درک ما را شکل می‌دهد. راوی غیرقابل‌اعتماد، که یکی از غنی‌ترین صنایع داستانی است، به‌کلی محصول «گفتن» است.

طبعاً، «گفتن» هم ممکن است در مواقعی خطا باشد، و نویسنده‌ای صراحتاً تک‎‌تک خصوصیات جزئی شخصیت‌ها را «بگوید». ولی آیا ممکن است نویسنده‌ای واقعی، در زندگی واقعی، چنین کند؟ من شخصاً زیاد با چنین نویسندگانی روبه‌رو نشده‌ام. در نظر نویسندگانِ تازه‌کار، جنبۀ نمایشی صحنه‌ها زنده‌تر از فشرده‌سازی ایده‌هاست. توصیۀ «نشان‌دادن» راه علاج یک مشکل خاص در نویسندگی است، و وقتی مؤثر است که هوشمندانه استفاده شود. ولی مانع درست همین‌جاست: بسیار کم پیش می‌آید کسانی که دنبال نکات بنیادی نویسندگی می‌گردند این نکات را هوشمندانه به کار ببرند.

بسیاری از طرفداران توصیۀ «نشان‌ بده، نگو» پاسخ خواهند داد که مثال‌های من نمونه‌های واقعی «گفتن» نیستند، درست مثل اینکه بعضی‌ها استفاده از قید را در جملات قدغن می‌کنند، با‌این‌حال می‌گویند منظورشان قیدهایی مثل «اول» یا «تقریباً» نیست. مشکل اینجاست نویسندگانی که چشمشان به فهرست‌های ثابت توصیه‌های نویسندگی است نمی‌توانند این تمایزات را تشخیص دهند. تمام مسئله همین است که آن‌ها نمی‌توانند ظرایف زبان را تجزیه و تحلیل کنند.

وقتی یک توصیه تبدیل به حکمِ جزمی می‌شود، وقتی شرکت‌کنندگان کارگاه‌ها پاراگرافی را که تأملات نویسنده است ماهیتاً غلط می‌دانند -می‌دانید، چون «گفتن» است، «نشان‌دادن» نیست- وقتی به دانشجویان القا می‌کنند نسبت به صدای راوی، ضروری‌ترین ابزار نثر، ظنین شوند … چیز مهمی از دست می‌رود. چه بخواهیم چه نخواهیم نویسنده صدا دارد. صدای نویسنده فکر می‌کند، تأکید می‌کند، مشاهده می‌کند، و «می‌گوید». حذف این صدا، به بهانۀ بی‌طرفیِ سینمایی، به شفافیت کمک نمی‌کند، بلکه مثل نوعی قطع عضو یا خلع سلاحْ نویسنده را از برخی از قوی‌ترین ابزارهایش محروم می‌کند.

نویسندگان طراز اول همواره به ارزش «گفتن» واقف بوده‌اند. «نشان بده، نگو» قانون نیست، پس با آن مثل قانون برخورد نکنید.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟

ما در مجلۀ ترجمان تازه‌ترین نوشته‌های دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر می‌کنیم. در ترجمان تلاش می‌کنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آن‌ها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاه‌های گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آن‌که در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیه‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخه‌های چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.

این مطلب نوشتۀ اِلن کوشینگ است و در تاریخ ۳ مه ۲۰۲۶ با عنوان «Great Writers "Tell" All the Time» در وب‌سایت ساب استک فرِدی دبوئر منتشر شده. و برای نخستین‌بار با عنوان ««نشان بده، نگو» ابلهانه‌ترین قانون نویسندگی است» در سی‌وهشتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.

فِردریک دبوئر (Fredrik deBoer) نویسنده و منتقد فرهنگی است.

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

ویلیام دی. اگرز، پال مک میلان

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اندرو لی

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0