image

آنچه می‌خوانید در مجلۀ شمارۀ 36 ترجمان آمده است. شما می‌توانید این مجله را به صورت تکی از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.

نوشتار

دکترین نتانیاهو

معجون بدبینی، نئولیبرالیسم و جنگ‌طلبی چطور به فاجعه انجامید؟

دکترین نتانیاهو

در طول بیش از ۱۷ سال نخست‌وزیری، نتانیاهو قاعدۀ بسیاری چیزها را عوض کرده است. او با گزین‌گویه‌های موهوم آخرالزمانی‌اش دربارۀ خطراتی وجودی که اسرائیل را تهدید می‌کنند، رنجی خارج از تصور بر فلسطینیان وارد آورده است و با مخالفت بدبینانۀ ابدی‌اش با هر شکلی از صلح، چشم‌اندازی آفریده است که تاریک‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. نتانیاهو بر اساس چه عقاید و افکاری سیاست‌های خود را به پیش می‌راند و میراث سیاسی‌ای که به جا می‌گذارد، چه خواهد بود؟

جاشوا لیفر

جاشوا لیفر

ژورنالیست

Guardian

The Netanyahu doctrine: how Israel’s longest-serving leader reshaped the country in his image

جاشوا لیفر، گاردیندر یک شب تاریک اکتبر سال ۱۹۹۵، نتانیاهو روی بالکنی مشرف به میدان صهیون اورشلیم ایستاده بود. بنری در کنار او به چشم می‌خورد که روی آن نوشته بود «مرگ بر اعراب». جمعیتِ خشمگینِ ده‌ها هزار نفره‌ای زیر بالکن گرد آمده بودند. اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت، در حال پیشبرد مذاکراتی برای توافق با سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) بود و این تظاهرات را مخالفان راست‌گرای توافق اسلو سازمان داده بودند. در آن زمان، نتانیاهوی ۴۶ ساله رهبر منتخب حزب راست‌گرای لیکود در اسرائیل بود. خیلی‌ها او را چهره‌ای جسور و تازه‌نفس در صحنۀ سیاسی خسته‌ای می‌دیدند که هنوز تحت سلطۀ کهنه‌سربازان بنیان‌گذار اسرائیل بود.

نتانیاهو سیاستمدار زیرکی بود که آیندۀ سیاسی خود را بر مخالفت با روند صلح اسلو بنا کرده بود. در تابستان همان سال، او به تظاهراتی پیوست که در آن معترضان شعار «مرگ بر رابین» سر داده و با تابوت و طناب دار، مراسم خاکسپاریِ تمسخر‌آمیزی برای رابین برگزار کرده بودند. در آن شب اکتبر، در خیابان‌های اورشلیم، تظاهرکنندگان تابلوهایی در دست داشتند که اعلام می‌کرد رابین خائن است. آن‌ها تصاویری از رابین با یونیفرم اس‌اس‌ و با چفیۀ یاسر عرفات، رئیس ساف، روی دست گرفته بودند و شعار می‌دادند «با خون و آتش، رابین را بیرون خواهیم انداخت» سپس تکرار می‌کردند: «مرگ بر رابین».

یک ماه بعد، یک ملی‌گرای مذهبی به نام ایگال عمیر که دانشجوی حقوق بود، دو گلوله به پشت رابین شلیک کرد و او و چشم‌انداز مصالحۀ سرزمینی‌ای که نمایندگی می‌کرد را کشت. بیرون بیمارستانی که مرگ رابین در آن اعلام شد، جمعی از حامیان نخست‌وزیر شعار می‌دادند «بی‌بی قاتل است». البته عمیر بود که ماشه را کشید، اما نتانیاهو از جمله برجسته‌ترین چهره‌هایی بود که به جو خشونت‌آمیزی دامن زد که عمیر در آن دست به عمل شد.

در سال ۱۹۹۶، شیمون پرز، رهبر حزب کارگر و جانشین رابین، به امید تأیید مجدد حمایت مردمی از روند صلح اسلو انتخابات زودهنگام برگزار کرد. طبق نظرسنجی‌ها، این انتخابات شرط‌بندی مطمئن و بی‌درد‌سری به نظر می‌رسید. محبوبیت نتانیاهو پس از ترور رابین رو به افول گذاشته بود. اما پس از چند حملۀ انتحاری در ماه‌های پیش از انتخابات ماه می، بخت نتانیاهو رو به بهبود گذاشت. او پرز را به خاطر خطرات مصالحۀ سرزمینی آماج انتقادات شدید قرار داد، و با ضعیف‌ جلوه‌دادن رقیببش، هشدار داد که پرز «اورشلیم را تقسیم خواهد کرد». با اختلافی ناچیز –کمتر از ۱ درصد آرا– نتانیاهو به شکلی غافلگیرکننده پیروز شد. بدین‌ترتیب، او جوان‌ترین نخست‌وزیر در تاریخ اسرائیل شد.

سه‌سال اول نخست‌وزیری نتانیاهو موفقیت چندانی به همراه نداشت، اما بسیاری از ویژگی‌های رویکرد او از همان ابتدا معلوم بود؛ درحالی‌که دولت کلینتون او را تحت فشار گذاشته بود تا مذاکرات صلح را پیش ببرد، توانست آمریکایی‌ها را بازی دهد و تنها به انجام حداقلی از تعهدات برای سرپا نگه‌داشتن روندِ صلح بسنده کند و به هر دری بزند تا نگذارد توافقی نهایی در بلندمدت حاصل شود. از نظر منتقدانِ راست‌گرایش، نتانیاهو نتوانست به اندازۀ کافی از راه‌حل دودولتی فاصله بگیرد. اما از نظر خودش بهترین راه این بود که، برای جلوگیری از تشکیل کشور فلسطینی، این کار را بی‌سروصدا و بدون جنجال پیش ببرد، نه با الحاق رسمی سرزمین‌های فلسطینی باقی‌مانده یا رد صریح روند صلحی که آمریکا رهبری‌اش را برعهده داشت.

نتانیاهو یک ایدئولوگ معمولی نیست. مخالفت او با راه‌حل دودولتی هیچ ریشۀ مسیحایی یا الوهی ندارد. بسیاری از حامیانش سنت‌گرایانِ مذهبی هستند، اما او به‌شدت سکولار است و حتی غذای کوشر هم نمی‌خورد. جهان‌بینی او مبتنی بر نوعی بدبینی عمیق است. سال ۲۰۱۵ به گروهی از اعضای کْنِسِت 1گفت «از من می‌پرسند آیا ما تا ابد باید شمشیر به دست بگیریم؟ پاسخم این است که بله». این نگاه را از کودکی‌ آموخته بود؛ پدرش، بنزیون نتانیاهو، مورخی عبوس بود که دربارۀ دادگاه‌های تفتیش عقاید در اسپانیا تحقیق می‌کرد و در سال ۲۰۱۲ در ۱۰۲سالگی درگذشت. نتانیاهوی پدر یک بار به دیوید رمنیک، روزنامه‌نگار نیویوکر، گفته بود «تاریخ یهود تا حد زیادی تاریخ هولوکاست‌هاست». برای نتانیاهوی پسر این تصور هولناک از تاریخ به این معناست که تمام مسائل دفاعی باید از دریچۀ تهدیدات وجودی دیده شوند. طبق این محاسبات، هر دولت فلسطینی به‌طور قطع به یک دولت تروریستیِ اسلامی تبدیل خواهد شد که موجودیت اسرائیل را تهدید خواهد کرد. بنابراین، کنترل مطلق اسرائیل بر سرزمین‌های اشغالی ضرورتی مسلم برای بقای یهودیان است.

نتانیاهو این نگاهِ تیره‌وتار را، با استادیِ تمام، با فن بیان سیاسی ترکیب کرد. او به‌حق اولین نخست‌وزیر تلویزیونیِ اسرائیل بود. برای تقویت اجراهای عمومی‌اش، کلاس بازیگری رفت، آرایش می‌کرد و مطمئن می‌شد که دوربین‌ها فقط زاویه‌ای از صورتش را نشان دهند که بی‌نقص‌تر است. در زمانی که بیشتر سیاست‌مدارانِ اسرائیلی آستین‌های پیراهنشان را بالا می‌زدند، نتانیاهو با کت‌وشلوارهای بریونی 2 مقابل چشم همگان ظاهر می‌شد و علاقه‌اش به تجمل‌گرایی در طول سال‌های قدرتش پابرجا ماند.

نتانیاهو، که زمانی کماندوی نیروهای ویژه بود و سپس مشاور مدیریتی شده بود، تجسمی از ترکیب نوین اسرائیلی بود، نئولیبرالیستی جنگ‌طلب. او در آنِ واحد تکنوکرات و پوپولیست بود. سال ۱۹۹۶، با برنامه‌های مفصلی برای بازسازی اقتصاد اسرائیل بر پایۀ اصول بازار آزاد تاچری 3 به قدرت رسید: تجدید قوای ساختار بوروکراتیک کشور، آزادسازی بازار کار، و کاهش یارانه‌ها برای صنایع در حال ورشکستگی. او توانست کمی از این برنامه‌ها را اجرایی کند اما آنچه در حوزۀ فرهنگِ سیاسی انجام داد واجد اهمیت بیشتری بود. از زمان نخست‌وزیری مناخیم بگین در دهۀ ۱۹۷۰، حزب لیکود برای بسیج‌کردن پایگاه مردمیِ خود که عمدتاً متشکل از مزارحی‌ها (یهودیان خاورمیانه و شمال آفریفا) بود از شعارهای فاصلۀ طبقاتی و سنت‌گرایی دینی استفاده می‌کرد. نتانیاهو دست روی پوپولیسم حزب لیکود گذاشت و توانست از آن برای سیطره در عصر گزین‌گویه‌‌ها و شعارها استفاده کند. حامیان او با شعار «نتانیاهو/ مدافع منافع یهودیان» گرد هم می‌آمدند و تلویحاً منظورشان این بود که مخالفان او به منافع یهودیان وفادار نیستند.

نتانیاهو، پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۰۹، عهد کرد که هرگز قدرت را از دست نخواهد داد. بن کسپیت، روزنامه‌نگار اسرائیلی، در کتاب سال‌های نتانیاهو 4 توضیح می‌دهد که چطور نتانیاهو رقبای بالقوۀ خودش را در حزب لیکود از میان برداشت یا بیرون کرد. آلوف بن، سردبیر هاآرتص، سال ۲۰۱۵ نوشت که او «از یک محافظه‌کار محتاط به یک رادیکال راست‌گرا تغییر ماهیت داده است». او حزبی را که اگرچه همیشه ملی‌گرا و حتی ملی‌گرای خشونت‌طلب بود، اما زمانی شامل لیبرال‌های اقتصادی واجتماعی می‌شد، به یک حزب پوپولیست مستبد بدل کرده است که حول محور شخصیت کاریزماتیک او می‌چرخد. نتانیاهو، با تشویق همسرش سارا و پسرش یائیر، به این باور رسید که وجودش بایسته و ضروری است؛ تجسم روح ملی است و اساساً با خود دولت یکی است. سارا نتانیاهو مکرراً گفته است که «بدون بی‌بی، اسرائیل نابود می‌شود».

در طول سال‌های طولانی قدرتش، یک «مدل نتانیاهویی» از سیاست ظهور کرد. وقتی پای مسئلۀ فلسطینیان وسط باشد، باور نتانیاهو این است که اشغال را می‌توان به‌شکل نامحدود مدیریت و حفظ کرد. در مقام نظر، نتانیاهو ادعا می‌کرد که حاضر است «دولت غیرنظامی‌شدۀ» فلسطینی را بپذیرد، همان دولتی که در سخنرانی سال ۲۰۰۹ در دانشگاه بارالان ترسیم کرده بود. اما در عمل، چنان‌که در همان سخنرانی تصریح کرد، شرایطی که او برای موافقت با چنین دولتی تعیین می‌کرد برای هیچ رهبر فلسطینی‌ای پذیرفتنی نبود: نه‌تنها این دولت باید خلع سلاح بشود و اسرائیل بر تمام حریم هوایی آن سلطۀ امنیتی داشته باشد، بلکه پایتخت اسرائیل هم باید در اورشلیمِ یکپارچه باشد5. عملاً با این ترفند می‌توانست در ظاهر روند صلح را حفظ کند و در عمل اشغال را بیش‌ازپیش تحکیم ببخشد.

باور نتانیاهو مبنی بر اینکه اشغال می‌تواند برای همیشه ادامه یابد به‌طور گسترده مورد قبول بوده و هست. میکا گودمن، فیلسوف و روشنفکر برجستۀ جریان راست میانۀ اسرائیل، در کتاب خود با عنوان بن‌بست ۶۷ 6 که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد به ایدۀ «مدیریت اشغال» رنگ‌ولعابی موجه و عمل‌گرایانه داده است. به‌جای امید به حل نزاع اسرائیل و فلسطین، پیشنهاد گودمن این بود که شاید بتوان مشکل را «به حداقل رساند». مثلاً با گسترش مناطق خودمختاری محدودِ فلسطینی‌ها و درعین‌حال حفظ سلطۀ نهایی اسرائیل در کرانۀ باختریِ اشغالی.

حتی مخالفان سیاسی نتانیاهو نیز به این روش متوسل شده‌اند. دولتِ «تغییر» که به رهبری یائیر لاپید، مجری سابق تلویزیونی، و نفتالی بِنِت، رهبر شهرک‌نشینان، تشکیل شد و مدتی کوتاه در بهار ۲۰۲۱ نتانیاهو را از قدرت برکنار کرد از الگوی او تخطی نکرد و حتی آن را شدت بخشید. در دولت لاپید-بنت آمار تلفات فلسطینی‌ها در کرانۀ باختری بسیار افزایش یافت. همچنین در این دورانْ بنی گانتس، وزیر دفاع وقت، شش سازمان برجستۀ حقوق بشر فلسطینی را «سازمان‌های تروریستی» نامید. این کار بخشی از تلاش اسرائیل برای خاموش‌کردن صدای مخالفانِ اشغالگری بود.

از نظر طرفدارانش، الگوی مدیریت اشغال در عمل مزیت‌های زیادی داشت. حفظ وضعیت موجود خطر برانگیختن خشم جامعۀ جهانی را کم می‌کرد. وقتی اشغال به‌شکل نامحدودی ادامه پیدا کند و اسرائیل مدعی موقتی‌بودن آن باشد، حق شهروندی از فلسطینی‌ها سلب می‌شود. این در حالی است که الحاقِ رسمی، از طرفی، اسرائیل را مجبور می‌کند دربارۀ شهروندی فلسطینی‌های ساکنِ سرزمین‌های الحاق‌شده تصمیم بگیرد و، از طرف دیگر، ریسک ازدست‌دادن اکثریت جمعیت یهودی را بیشتر می‌کند.

باوجوداین، برای نتانیاهو و متحدانش صرفاً تثبیت اشغال کافی نبود. آن‌ها باید مطمئن می‌شدند که هیچ جنبش متحد فلسطینی‌ پا نگیرد. «این بخشی از استراتژی ماست: تقسیم فلسطینی‌ها بین نوار غزه و ساکنان یهودیه و سامره7».

آنچه اسرائیلی‌ها «کانسپتزیا» می‌نامند -یعنی همان الگوی مدیریت اشغال و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن- در حوزۀ سیاست خارجی نیز بازتاب داشت. تا پیش از سال ۲۰۲۰، تنها کشورهای عربی‌ای که با اسرائیل پیمان صلح امضا کرده بودند مصر و اردن بودند. اما این وضعیت در سال ۲۰۲۰ با حمایت دونالد ترامپ از «پیمان ابراهیم» دگرگون شد؛ مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای حاشیۀ خلیج‌فارس امضا شد، از بحرین و امارات متحدۀ عربی گرفته تا مراکش و بعدها سودان. حتی پس از این جنگ خانمان‌سوز کنونی نیز، اسرائیل و سعودی‌ها احتمالاً به روند عادی‌سازی ادامه خواهند داد، اما بیش از هر زمانی واضح است که ثبات منطقه -و امنیت اسرائیل- در گرو پایان‌دادن به اشغال و تحقق آرمان‌های ملی فلسطینی‌هاست.

از منظر راست‌گرایان اسرائیلی، ازآنجاکه ایالات‌متحده در حال تغییر نقطۀ تمرکزش از خاورمیانه به‌سمت آسیاست، همگرایی منطقه‌ای به‌نوعی می‌تواند ضمانت امنیتی جایگزینی برای ایالات‌متحده به حساب بیاید. مدت‌ها رؤیای تندروهای اسرائیلی این بود که ایالات‌متحده نقش کم‌رنگ‌تری در خاورمیانه ایفا کند، زیرا از نظر آن‌ها اتکای اسرائیل به ایالات‌متحده نوعی محدودیت و بارِ استراتژیک است. سال ۱۹۹۶، گروهی از متفکران نومحافظه‌کار به رهبری ریچارد پرل، که بعدها به دولت جُرج دبیلیو بوش پیوست، مقاله‌ای با عنوان «گسست کامل: راهبریِ نوین برای تأمین امنیت قلمرو 8» منتشر کردند و در آن نشان دادند که چطور اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو می‌تواند «مبنای جدیدی را برای روابط با ایالات‌متحده بسازد». از نظر نویسندگان این مقاله، اگر اسرائیل بتواند با «آزادکردن اقتصاد خود بند ناف خودش را از ایالات‌متحده ببرد»، می‌تواند «آزادی عمل بیشتری به دست بیاورد و از زیر بارِ اهرم فشاری که اکنون علیهش استفاده می‌شود خلاص شود».

دولت‌های پی‌درپی نتانیاهو تا حد زیادی این استراتژی را دنبال کردند. خصوصی‌سازی‌های گستردۀ بانک‌ها و خدمات عمومی، کاهش مالیات‌ها و کاهش شدید هزینه‌های دولتی، و اقدامات ضد اتحادیۀ کارگریْ اسرائیل را از یک اقتصاد متوسط و تحت سلطۀ دولت به یک قدرت منطقه‌ای ثروتمند و صادرکنندۀ فناوری نظامی و نظارتی تبدیل کرد، هرچند به نابرابری در داخل اسرائیل دامن زد. تحت رهبری نتانیاهو -ابتدا به‌عنوان وزیر دارایی دولت آریل شارون و سپس در دورۀ دوم نخست‌وزیری خود- کسری تجاری بلند‌مدت اسرائیل معکوس شد و اسرائیل شروع به انباشت ذخایر ارزی هنگفتی کرد. هرچه اسرائیل از نظر اقتصادی قوی‌تر می‌شد، نیازش به کمک‌های مالی مستقیم ایالات‌متحده کمتر می‌شد، کمک‌هایی که در سال ۲۰۰۸ قطع شدند. حتی کمک‌های نظامی ایالات‌‎متحده به اسرائیل، اگرچه همچنان مبلغ زیادی معادل ۳۸ میلیارد دلار است، عمدتاً در قالب تخفیف برای خرید تسلیحات آمریکایی و تأمین بودجۀ سیستم دفاع موشکی است، به‌عبارتی نوعی یارانه برای صنایع اسلحه‌سازی آمریکا.

در دهۀ ۲۰۱۰ نتانیاهو رویکرد متفاوتی از ایالات‌متحده و متحدانش اتخاذ کرد و، به‌منظور جلوگیری از اقدامات احتمالی اتحادیۀ اروپا علیه اسرائیل، روابطش را با دولت‌های غیرلیبرالی همچون مجارستانِ تحت رهبری ویکتور اوربان و لهستانِ تحت حاکمیت یارسلاو کاچینسکی تقویت کرد. او به داشتن رابطۀ کاری خوب با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، می‌بالید -پوسترهای تبلیغاتی حزب لیکود در سال ۲۰۱۹ تصویر دست‌دادن نتانیاهو و پوتین را به نمایش می‌گذاشت- و در طول جنگ روسیه علیه اوکراین اسرائیل از ارسال سامانه‌های دفاع موشکی به اوکراین امتناع کرد و کمترین انتقادات را از عملکرد روسیه داشت. اسرائیل، که همواره نگران کم‌رنگ‌شدن نقش آمریکا در جهان بوده، روابط خود را با چین نیز گسترش داده است. سال ۲۰۲۱ اسرائیل در راستای طرح «ابتکار کمربند و راه» امتیاز بهره‌برداری از بندر حیفا، که حدود نیمی از کالاهای وارداتی و صادراتی اسرائیل از طریق آن جابه‌جا می‌شود، را به شرکت دولتی «گروه بین‌المللی بنادر شانگهای» واگذار کرد. شرکت‌های چینی همچنین در پروژه‌های زیربنایی مهم اسرائیل، ازجمله ساخت سیستم قطار شهری جدید تل‌آویو، مشارکت داشته‌اند.

نتانیاهو در عرصۀ داخلی سبک جدیدی از حکومت شخص‌گرایانه را دنبال کرد. پست‌های وزارتی و مدیریتی سازمان‌های دولتی را به افراد بله‌قربان‌گوی لیکود، چهره‌های ناشناس و افراد بی‌کفایت سپرد تا تنها ویژگی‌شان ظاهراً وفاداری به شخص او باشد. سال ۲۰۲۰، پس از اینکه به چند پروندۀ فساد و رشوه و کلاهبرداری و سوءاستفاده از اعتماد عمومی متهم شد، رویکرد سیاسی‌اش به‌شکل فزاینده‌ای جنون‌آمیز شد. در یکی از سخنرانی‌های پیش از محاکمه گفت «عناصری در پلیس و دستگاه‌ قضایی با رسانه‌های چپ، که من آن‌ها را «هر کسی غیر از بی‌بی» می‌نامم، جمع شده‌اند تا پرونده‌هایی بی‌اساس علیه من بسازند». این سخنان نشانگر چیزی بود که برخی مفسران اسرائیلی آن را «بی‌بی‌یسم» نامیدند، ترکیبی از ملی‌گرایی جنگ‌طلبانه، نظریه‌های توطئه، و مهم‌تر از همه، متهم‌کردن مخالفان نتانیاهو به خیانت.

حملۀ حماس در بامداد هفت اکتبر تمام طرح و نقشه‌های نتانیاهو را نقش بر آب کرد. شدت این حمله نشان داد که اگر اسرائیل اشغال را برای همیشه ادامه دهد، ناگزیر شاهد کشتار و ویرانی‌های سنگین خواهد بود. در طول تقریباً دو دهۀ اخیر، فلسطینی‌ها متحمل درد و رنج بسیاری شده‌اند و اسرائیل طی سالیان دراز دچار نوعی خودپسندی و بی‌اعتناییِ خطرناک نسبت به سرنوشت همسایگان فلسطینی‌اش شده است. رهبران حماس این نقطۀ ضعف را شناسایی کرده و از آن به‌طرز مرگ‌باری بهره‌برداری کردند.

اگرچه درک کامل ابعاد شکست اطلاعاتی اسرائیل زمان‌بر خواهد بود، اما آنچه تاکنون مشخص شده این است که مقامات نظامی هشدارهای اولیه را نادیده گرفته‌اند. به گزارش هاآرتص، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل ماه‌ها پیش از حمله شنود مکالماتِ بی‌سیم نیروهای حماس را متوقف کرده بودند. سربازی بیست‌ساله از تیپ هفتم زرهی در مصاحبه‌ای تلویزیونی اظهار کرد که واحدشان حدود ساعت ۱۱ شبِ ششم اکتبر گزارش‌هایی مبنی بر فعالیت‌های مشکوک دریافت کرده بود، اما هیچ دستوری برای پیگیری صادر نشد. حوالی ساعت ۳ صبح رونن بار، رئیس شین بت (سازمان امنیت داخلی اسرائیل)، در پی این گزارش‌ها تماسی دریافت کرد. پس از ساعت‌ها بحث و تبادل‌نظر در ساعات اولیۀ صبح، تنها یک گروه کوچک از نیروهای ویژه را به محدودۀ دیوار حائل غزه اعزام کردند. ژنرال‌های اسرائیلی، با این تصور که حماس مهار شده و عملاً تسلیم سیستم مدیریت مناطق اشغالی شده است، این احتمال را جدی نگرفتند که حماس بتواند حمله‌ای با این وسعت انجام دهد.

این حملات خطرات استراتژیک ناشی از گسترش شهرک‌نشینی در کرانۀ باختری را به‌طرز وحشتناکی برملا کرد. یکی از دلایل موفقیت نیروهای حماس در شکستن خطوط دفاعی اسرائیل و طولانی‌‌‌شدن بازپس‌گیری شهرها و کیبوتص‌های 9 اشغال‌شده استقرار بخش عمده‌ای از ارتش اسرائیل در کرانۀ باختری بود. آن آخر هفته مصادف بود با عید یهودی سیمحاط تورا و انتظار می‌رفت مراسم شادی برگزار شود، اما در کرانۀ باختریِ اشغالی شهرک‌نشینان دست به اعمال خشونت‌آمیزی زدند. در واکنش، ارتش اسرائیل حتی برخی نیروها را از مرز غزه به کرانۀ باختری فرستاد تا از شهرک‌نشینان محافظت کنند. درنتیجه، ۳۲ گردان از ارتش اسرائیل در کرانۀ باختری و تنها ۲ گردان در مرز غزه مستقر بودند. با حمایت ارتش اسرائیل، شهرک‌نشینان کرانۀ باختری می‌توانستند جمعیت فلسطینی را به وحشت بیندازند، اما این عامل باعث شد شهرها و کیبوتص‌های غرب نقب -که شهروندان خود اسرائیل در آنجا بودند- آسیب‌پذیر شوند. طرفداران شهرک‌سازی مدت‌هاست ادعا می‌کنند که تلاش‌هایشان موجب افزایش امنیت اسرائیل شده، اما آنچه رخ داده نادرستی استدلال آن‌ها را ثابت کرده است.

ناکامی‌های نتانیاهو در عرصۀ سیاست خارجی هم دست کمی از موارد دیگر ندارد. برخلاف تصور دیرینه‌اش، مسئلۀ فلسطین به‌خودی‌خود حل نخواهد شد. تا زمانی که توافق بلندمدتی برای پایان‌دادن به اشغالِ کرانۀ باختری و محاصرۀ نوار غزه حاصل نشود، ادغامِ واقعیِ اسرائیل در خاورمیانه ممکن نخواهد بود. جنگ کنونی روابط اسرائیل با مصر و اردن، یعنی دو متحد عربی حیاتی اسرائیل، را تضعیف کرده است. دولت اسرائیل با کمک ایالات‌متحده به دولت مصر فشار می‌آورد تا فلسطینی‌های غزه را به خاک مصر راه دهد، اقدامی که نشانگر بی‌اعتنایی آشکار اسرائیل به ثبات همسایۀ جنوب غربی خود است. مقامات مصر تاکنون از این کار امتناع کرده‌اند. اعتراضات گسترده‌ای علیه این فشارها نه‌تنها در مصر و اردن و لبنان، که در ترکیه نیز آغاز شده است. پیمان‌های ابراهیم، که نتانیاهو آن را دستاورد برجستۀ خود می‌دانست، نیز با مشکلاتی روبه‌رو شده‌اند. بحرین در اوایل نوامبر، سفیر خود را از اسرائیل فراخواند و اعلام کرد که برای حمایت از آرمان فلسطین روابط اقتصادی خودش را با اسرائیل به حالت تعلیق درآورده است.

مهم‌تر از همه، آن به‌اصطلاح «خودکفایی» که نتانیاهو از آن دم می‌زد پوچ و بی‌معنی از آب درآمد. در شرایطی که خطرِ یک جنگ فراگیر منطقه‌ای وجود دارد، اسرائیل حالا بیش از همیشه محتاج کمک‌های آمریکاست، کشوری که برای جلوگیری از گسترش درگیری‌ها دو گروه ناو هواپیمابر به خاورمیانه اعزام کرده است. آمریکا انواع تجهیزات را به اسرائیل می‌دهد، از سلاح‌های سبک مثل تفنگ‌های خودکار گرفته تا قطعات اصلی سامانۀ پدافندی گنبد آهنین.

البته نتانیاهو، به سبک خود، این بحران را با در نظر گرفتن افول سیاسیِ خودش مدیریت می‌کند. مثل همیشه دغدغۀ اصلیِ او چطور جلوه‌دادن ماجراست. ظاهراً از ترس روبه‌روشدن با معترضان در هیچ‌کدام از مراسم‌های ختم قربانیان هفت اکتبر حاضر نشد. به‌جایش ترجیح داد به تلویزیون بیاید و با یگان‌های ویژۀ ارتش عکس‌های یادگاریِ ساختگی بیندازد. وقتی هم که بالاخره با نمایندگان خانواده‌های گروگان‌ها ملاقات کرد، سروکلۀ یک فعال راست‌گرای تندرو پیدا شد که هیچ ارتباطی با گروگان‌ها نداشت و ازقضا یکی از نزدیکان خانوادگی نتانیاهو بود و از او تمجید کرد. نتانیاهو، پس از متهم‌کردن مقامات نظامی و اطلاعاتی به کوتاهی در فاجعۀ هفت اکتبر، اکنون مشغول جمع‌آوری شواهدی است تا بتواند پس از جنگ از محکوم‌شدن خود جلوگیری کند.

بعد از نتانیاهو چه می‌شود؟ پیش از هفت اکتبر، تلاشی که او برای برچیدن نظام قضایی کشور کرد منجر به شکل‌گیری بزرگ‌ترین جنبش اعتراضی تاریخ اسرائیل شد. بیش از ۹ ماه، صدها هزار نفر به خیابان‌ها آمدند تا از یک انقلاب ارتجاعی در قانون اساسی جلوگیری کنند، انقلابی که عملاً قدرت را در جبهۀ راست‌گرا حفظ می‌کرد. این اعتراضات جامعۀ مدنی اسرائیل را که در دوران زمام‌داری نتانیاهو رو به افول گذاشته بود احیا کرد. خطر محسوس یک حکومت خودکامه به سبک اوربان و اردوغان دوباره بخش‌هایی از طبقات متوسط لیبرال، سکولار و تحصیل‌کردۀ اسرائیل را سیاسی و حتی رادیکال کرده است. احتمالاً از دل همین جنبشْ نیروی سیاسیِ جدیدی ظهور کند که نه‌تنها شخص نتانیاهو، که سیاست او را به چالش بکشد.

گفتمان غالب در اسرائیل به‌طور فزاینده‌ای به راست چرخیده است. علی‌رغم اینکه تلفات جانی در غزه به دَه‌‌ها هزار نفر رسیده است، اخبار تلویزیونی بر طبل انتقام و خشونت افراطی می‌کوبند. هر روز سیاست‌مداری از حزب لیکود یا یکی از وزرای دولت با وقاحت تمام خواستار انجام جنایات جنگی می‌شود. آوی دیختر، وزیر کشاورزی، هفتۀ گذشته در تلویزیون ظاهر شد و بر ضرورت «نکبت غزه» تأکید کرد. این تعبیری بود که او برای توصیف عملیات زمینی کنونی اسرائیل به کار برد. نسیم واتوری، معاون رئیس کنست، در یک پیام توییتری گفت «غزه را همین الان بسوزانید، و به کمتر از این راضی نباشید!». اوایل این ماه، وزیر میراث فرهنگی، امیهای الیاهو، پیشنهاد داد که اسرائیل یک بمب هسته‌ای بر نوار غزه بیندازد. تعدادی از خوانندگان مشهور اسرائیلی شروع به سرودن ترانه‌هایی دربارۀ فتح و بازسازی شهرک‌های اسرائیلی در نوار غزه کردند. اگرچه رهبران راست‌گرای افراطیِ شهرک‌نشین، نظیر بن‌گویر و اسموتریچ، اعتبار خود را از دست داده‌اند، اما پژوهشگر باتجربه در حوزۀ نظرسنجی، دودی حسید، اخیراً اظهار داشته که شاید حتی فضایی راست‌تر از آن‌ها نیز وجود داشته باشد که منتظر مجالی برای ظهور است. نتانیاهو و دولتش گفته‌اند که هدف از این جنگ سرنگونی حماس است، اما عدم موفقیت قطعی اسرائیل در دستیابی به این هدف می‌تواند در عمل به تشدید واکنش‌های ملی‌گرایانه و قومی منجر شود.

سال‌هاست که نتانیاهو خود را در قامت وینستون چرچیلِ خاورمیانه می‌بیند. به گفتۀ آری شاویت، روزنامه‌نگار اسرائیلی، نتانیاهو نه‌تنها خود را در حال نبرد با تهدیدات وجودی می‌بیند، که خودش را سپر بلایی می‌داند که در خط مقدم دربرابر دشمنان قسم‌خوردۀ غرب ایستادگی می‌کند. این خودبزرگ‌بینی‌های نتانیاهو با آغاز جنگ کنونی عیان‌تر شده‌اند. او اخیراً اعلام کرده که «ما در سمت نوریم و آن‌ها تاریکی». باوجوداین، دست‌کم تا حدی همین نگاه بدبینانه -این طرز فکر که اوضاع همیشه مثل سال ۱۹۳۳ است- باعث شده اسرائیل در دوران نتانیاهو محکوم به جنگ‌های پایان‌ناپذیر باشد (هفت جنگ از سال ۲۰۰۹ تاکنون) و اهالی غزه گرفتار بمباران‌های پی‌درپی10.

هرگونه فاصله‌گرفتن از الگوی نتانیاهو مستلزم عبور از ذهنیتی است که بر اساس آن موجودیت اسرائیل همواره در خطر است، کاری که پس از هفت اکتبر بسیار دشوارتر شده است. نتانیاهو کشور را به سلیقۀ خود تغییر داده است. او بیش از داوید بن گورین، بنیان‌گذار اسرائیل، رهبری این کشور را برعهده داشته است. حتی پس از پایان دوران نتانیاهو و بی‌اعتباری میراثش، شکستن قالبی که او ساخته کار آسانی نخواهد بود.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟

ما در مجلۀ ترجمان تازه‌ترین نوشته‌های دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر می‌کنیم. در ترجمان تلاش می‌کنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آن‌ها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاه‌های گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آن‌که در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیه‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخه‌های چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.

این مطلب را جاشوا لیفر نوشته و در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ با عنوان «The Netanyahu doctrine: how Israel’s longest-serving leader reshaped the country in his image» در وب‌سایت گاردین منتشر شده است و برای نخستین‌بار با عنوان «دکترین نتانیاهو» و با ترجمۀ محمد مهدی‌پور در سی‌وششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۱تیر ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.

جاشوا لیفر(Joshua Leifer) روزنامه‌نگار و مترجم است. او عضو هیئت تحریریۀ مجلۀ دیسنت است و نوشته‌‌هایش در نشریه‌های مختلفی، از جمله آتلانتیک، گاردین، و نیشن منتشر شده‌اند. نخستین کتاب او با عنوان لوح‌های شکسته: پایان یک قرن یهودیت آمریکایی و آیندهٔ زندگی یهودی برندۀ جایزۀ ملی کتاب یهودی در سال ۲۰۲۵ شد.

پاورقی

  • 1
    همان مجلس یا پارلمان اسرائیل است که ۱۲۰ صندلی دارد. احزاب اسرائیل برای تشکیل دولت دستِ‌کم به ۶۱ کرسی آن احتیاج دارند و اگر نتوانند این حد را کسب کنند مجبورند با دیگر احزاب سیاسی ائتلاف کنند [مترجم].
  • 2
    یکی از به‌روزترین و گران‌ترین برندهای کت‌وشلوار مردانۀ دنیا [مترجم].
  • 3
     Thatcherite یک ایدئولوژی محافظه‌کارانۀ برتانیایی است که به نام مارگارت تاچر، رهبر حزب محافظه‌کار بریتانیا، نام‌گذاری شده است [مترجم].
  • 4
     The Netanyahu Years
  • 5
    اورشلیم یا بیت‌المقدس مهم‌ترین شهر فلسطینِ تاریخی و حتی فلسطین و اسرائیلِ کنونی است که پس از تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸ به یکی از مهم‌ترین محل‌های نزاع میان اسرائیل و فلسطین تبدیل شده است [مترجم].
  • 6
    Catch-67
  • 7
    یهودیه و سامره همان کرانۀ باختری است که از سال ۱۹۶۷ و پس از جنگ شش‌روزه به اشغال نظامی اسرائیل درآمد. طبق آمار رسمی بین ۲۲۰ تا ۳۰۰ هزار اسرائیلی در منطقۀ سی کرانۀ باختری شهرک‌نشین هستند [مترجم].
  • 8
    A Clean Break: A New Strategy for Securing the Realm
  • 9
    Kibbutzim به جوامع هدفمندی در اسرائیل گفته می‌شود که عمدتاً بر پایۀ کشاورزی و در مرزهای اسرائیل هستند [مترجم].
  • 10
    سال روی کار آمدن هیتلر و آغاز نازیسم [مترجم].

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

ویلیام دی. اگرز، پال مک میلان

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اندرو لی

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0