گِرگ ایپ، والاستریت ژورنال— درحالیکه وال استریت با آغوشِ باز از هوش مصنوعی استقبال میکند، آمریکاییهای عادی با تردید، اضطراب و حتی وحشت به آن مینگرند. وضعیت شبیه دوران داتکام [حباب اقتصادی در خلال سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ میلادی که در طی آن بازارهای بورس سهام کشورهای صنعتی دنیا شاهد رشد سریع ارزش مالیشان بودند که از رشد بخش اینترنت و شاخههای مرتبط با آن ناشی میشد] نیست. نظرسنجیای در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخدهندگان با فناوریهای جدیدی مثل کامپیوتر و اینترنت احساس راحتی میکنند. و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. به زمان حال و هوش مصنوعی که میرسیم، این نسبتها کاملاً برعکس میشود: طبق نظرسنجی شبکۀ سیانبیسی در تابستان امسال، فقط ۳۱ درصد با هوش مصنوعی احساس راحتی میکنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند.
چرا اینهمه تفاوت؟ حباب داتکام هم، مثل رونق فعلی هوش مصنوعی، افراطها و حماقتهای خودش را داشت. اما همزمان خوشبینی و حس ماجراجویی نیز در اوج بود. از مدیران عامل ۵۰۰ شرکت برتر فورچون گرفته تا استعدادهایی که دانشگاه را رها کرده بودند، همه ایدهای برای کسبوکاری مبتنی بر وب داشتند. تقاضا برای کارمندان آشنا با دنیای دیجیتال سر به فلک کشیده بود.
اما امروزه، خوشبینی عمدتاً محدود به معماران هوش مصنوعی و مدیران حسابگری است که محاسبه میکنند هوش مصنوعی چقدر میتواند تعداد کارکنان را کم کند، درحالیکه کارگران نگراناند که آیا هوش مصنوعی جایشان را خواهد گرفت یا نه. سه شرکت پیشتاز در عرضۀ هوش مصنوعی، یعنی متا پلتفرمز، مایکروسافت و آمازون، همه در سال جاری تعداد زیادی از کارمندانشان را اخراج کردهاند.
از نوامبر ۲۰۲۲ که چتجیپیتی منتشر شد، ارزش بازار «هفت غول» دنیای تکنولوژی ۱۶۹ درصد رشد کرده است. بااینحال، «شاخص احساس مصرفکننده» در تحقیقات دانشگاه میشیگان نزدیک به پایینترین سطح تاریخی خود است. دلایل این گسست زیاد است، اما برجستهترین آنها هزینههای زندگی است.
هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، میتواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمیشوند نگران میکند. هر دو حس کنترل را از شما میگیرند. ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکه گوشت در سوپِ بیاعتمادی و دلخوریای است که مدتهاست در حال جوشیدن بوده است.
آمریکاییها همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشتهاند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینههایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکههای اجتماعی ندارد.
در گزارش اخیر اقتصاددانان گلدمن ساکس که سناریوهای بد و خوب هوش مصنوعی را ترسیم کردهاند، سناریوی خوشبینانه یعنی شتابگرفتن بهرهوری به حدی که «درنهایت دخالت انسان در کارهای دانشبنیان زائد شود». و اینجاست که پاسکوال رستروپو، اقتصاددان دانشگاه ییل، عواقب «هوش مصنوعی عمومی» را به تصویر میکشد: با قدرت محاسباتی کافی، حتی مشاغلی که به نظر ذاتاً انسانی میآیند –مثل رواندرمانگری– ممکن است توسط ماشینها بهتر انجام شوند. در آن صورت، سهم کارگران از تولید ناخالص داخلی که اکنون ۵۲ درصد است «به صفر میل میکند».
توجه کنید: این سناریوی خوشبینانه است!
فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابودکردن شغلها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدلها را ساختهاند دقیقاً نمیدانند چرا مدلها آن کارها را انجام میدهند. بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوریها تفاوت میگذارند: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل میپرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدمهای شرور میتوانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست». هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد میگیرند، احساس ناامنی و نگرانیشان بیشتر میشود.
البته اینکه هوش مصنوعی میتواند جای انسان را بگیرد به این معنا نیست که حتماً خواهد گرفت. تعداد کمی از شرکتهایی که تعدیل نیرو کردهاند هوش مصنوعی را دلیل اخراج کارمندانشان دانستهاند. نسبت به سرمایهگذاریهای کلان شرکتهای هوش مصنوعی، پذیرش واقعی آن در شرکتها تا حالا نسبتاً کم بوده و این شک را تقویت میکند که شاید دوباره در حال تجربۀ یک «حباب» باشیم.
آیا مهم است که مردم هوش مصنوعی را دوست ندارند؟ شاید بله. انرژی هستهای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید میدهد. اما مردم هیچگاه با فناوریای که میتوانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. از ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ نظرسنجیها نشان میداد اکثریت قریب به اتفاق مردم با ساخت رآکتورهای جدید مخالفاند و عملاً ساخت آنها متوقف شد. حالا، طنز ماجرا این است که انرژی هستهای دوباره در حال احیاست -برای تأمین برق هوش مصنوعی.
مبلغان هوش مصنوعی باور دارند قدرت عظیم اقتصادی و محاسباتی آن پیشرفتش را توقفناپذیر میکند. بهتر است همینطور باشد، چون قطعاً هوش مصنوعی قرار نیست بهخاطر محبوبیتش به موفقیت برسد.
فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟
ما در مجلۀ ترجمان تازهترین نوشتههای دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر میکنیم. در ترجمان تلاش میکنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آنها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاههای گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آنکه در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار میگیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیههای ویژه نیز بهرهمند میشوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخههای چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.
این مطلب برگرفته از نوشتۀ گِرگ ایپ است که در تاریخ ۱۲ نوامبر با عنوان «The Most Joyless Tech Revolution Ever: AI Is Making Us Rich and Unhappy» در وبسایت والاستریت ژورنال منتشر شده است و برای نخستینبار با عنوان «هوش مصنوعی احتمالاً بزرگترین تحول فناورانۀ چند نسل گذشته باشد، و ناخوشایندترینِ آنها» در سیوهفتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.
گِرگ ایپ [Greg Ip] روزنامهنگار کانادایی-آمریکایی و تحلیلگر ارشد اقتصاد در والاستریت ژورنال است.