نوشتار

غمگین، منزوی یا دیوانه؟

در میان متخصصان، جدالی تمام‌عیار دربارۀ وضعیت روانی جوانان جاری است

غمگین، منزوی یا دیوانه؟

در سراسر جهان، بحثی جنجالی دربارۀ وضعیت روانی جوانان در جریان است. از یک سو کارشناسان هشدار می‌دهند که نسل امروز زیر فشارِ خردکنندۀ فناوری در حال فروپاشی است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان ادعا می‌کنند که در بسیاری از شاخص‌ها وضعیت جوانان بهتر از چیزی است که تصور می‌کنیم. تنها زمان نشان خواهد داد که حق با کدام‌یک از آن‌هاست.

اویوا ویتنبرگ-کاکس

اویوا ویتنبرگ-کاکس

پژوهشگر اقتصادی

Forbes

The Battle Over Gen Z Minds—Sad, Bad Or Mad

اویوا ویتنبرگ-کاکس، فوربس— در سراسر جهان، بحثی جدی دربارۀ وضعیت جوانان در جریان است. از یک سو، دو چهرۀ تأثیرگذارِ دانشگاهی، جاناتان هایت و جین توئنج، زنگ خطر را به صدا درآورده‌ و هشدار داده‌اند که نسل امروز زیر فشارِ انقلابی فناورانه، که برای مدیریت آن «سیم‌کشی» نشده‌ است، در حال فروپاشی است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان که هر روز هم به تعدادشان افزوده می‌شود ادعا می‌کنند که در بسیاری از شاخص‌ها وضعیت جوانان بهتر از چیزی است که تصور می‌کنیم. تازه‌ترین مطلبی که دراین‌باره منتشر شده گزارشی در اکونومیست است.

حق با کدام‌ گروه است؟ تنها زمان نشان خواهد داد. در ادامه چند مورد بحث‌برانگیز را می‌بینید و اینکه هر طرف کدام را تأیید می‌کند. خودِ این موضوع هم نکات مهمی را روشن می‌کند.

شاد یا غمگین؟
هستۀ اصلی این بحث افزایش ناگهانی مشکلات سلامت روان در میان جوانان ۱۲ تا ۲۷ساله -یعنی نسل زِد- است. جاناتان هایت، روان‌شناس اجتماعی، پیشتاز این جریان است و انگشت اتهام را به‌سوی شبکه‌های اجتماعی گرفته و می‌گوید این پلتفرم‌ها باعث آسیب‌های روانی در کودکان، به‌ویژه دختران، شده‌اند. کتاب او با عنوان نسل بی‌قرار: گوشی‌های هوشمند چگونه روان فرزندانمان را نابود می‌کنند؟ روند افزایش مشکلات سلامت روان در میان نسل زِد را از سال ۲۰۱۲ دنبال می‌کند -همان سالی که اپل آیفون را معرفی کرد. هایت اکنون رهبری کارزاری را بر عهده دارد که هدفش محدودکردن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و محافظت از مغز جوانان در برابر جذابیت غول‌های فناوری و الگوریتم‌های اعتیادآور و بدون نظارت است. او مجموعه‌ای از پژوهش‌ها و شواهد مربوط به رابطۀ علّی میان شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان را گردآوری کرده و همۀ آن‌ها را به‌صورت عمومی منتشر می‌کند. هایت به‌طور خاص بر چهار «آسیبِ بنیادی» که به‌ هم مرتبط‌اند تأکید دارد: کمبود روابط اجتماعی، کم‌خوابی، پراکندگی توجه و اعتیاد. او مأموریت کارزار خود را این‌چنین تعریف کرده: «کودکی را به کودکان این سیاره پس بدهید».

جین توئنج استاد روان‌شناسی است و تمام دوران کاری‌اش را صرف تحلیل ویژگی‌ها و روندهای نسلی کرده است. جدیدترین کتاب او عنوان بلندبالایی دارد: نسل آی: چرا کودکانِ امروز کمتر نافرمانی می‌کنند، بیشتر مدارا می‌کنند اما شادتر نیستند و اصلاً برای دوران بزرگ‌سالی آماده نیستند. این عنوان عملاً چکیدۀ پایان‌نامۀ اوست؛ موضوعی که او با دقتی مثال‌زدنی و با تکیه بر انبوهی از داده‌ها -شامل بررسی «۳۹ میلیون نفر» از طریق ده‌ها تحلیل و نمودار- ثابت کرده است. او نسل زِد (که خودش آن‌ها را نسل آی می‌نامد) را بر اساس مجموعه‌ای از واژه‌هایی که با حرف I شروع می‌شوند توصیف می‌کند: «اینترنت‌محور، بدون تعامل حضوری، نگران، غیرمذهبی، منزوی، نامحدود، پذیرای همه و مستقل»1. توئنج در سابسْتَک خود تازه‌ترین آمارهای مربوط به خودکشی را نیز منتشر می‌کند که نشان می‌دهد نرخ خودکشی در میان مردان جوانِ آمریکاییِ ۲۰ تا ۲۹ساله با سرعتی بالا در حال افزایش است، تا جایی که اکنون از مردان میان‌سال بیشتر شده است. این وضعیت چندان امیدوارکننده نیست.

هر دوی این دیدگاه‌ها را نویسندگان و متفکران آمریکایی مطرح کرده‌اند، هرچند تحقیقات خود را در سطح جهانی انجام داده‌اند. یکی از چالش‌های کشورهای دیگر این است که بتوانند میان عوامل فرهنگی و عوامل نسلیِ مؤثر بر این موضوع تمایز قائل شوند.

در سوی مخالف، مجلۀ بریتانیایی اکونومیست عمداً وارد این بحث شده است و اخیراً گزارشی منتشر کرده با عنوان «دلایلی برای خوش‌بینی دربارۀ نسل زِد -آن‌ها محکوم به فقر و اضطراب نیستند». اکونومیست در مجموعه‌ای از مقالات دیدگاهی متفاوت دربارۀ این گروه از بزرگ‌سالان که اکنون وارد بازار کار می‌شوند ارائه می‌دهد. این مجله بحث را در چارچوبی جهانی قرار می‌دهد و به دو میلیارد جوانی نگاه می‌کند که بین سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ به دنیا آمده‌اند و با برچسبی واحد و ساده‌سازی‌شده به نام «نسل زد» درباره‌شان بحث می‌شود. یکی از نکات مهمی که اکونومیست بر آن تأکید می‌کند این است که چهارپنجمِ این نسل در کشورهای در‌حال‌توسعه‌ای زندگی می‌کنند که اقتصادشان در حال رشد است. برخلاف تصویری از وضعیت جوانان آمریکایی که بر این بحث سایه انداخته، اکونومیست می‌گوید اکثر این «جوانان» احتمالاً در آینده وضعیت بهتری نسبت به والدین خود خواهند داشت -ثروتمندتر، سالم‌تر و تحصیل‌کرده‌تر.

همه وارد این بحث شده‌اند. مؤسسۀ گالوپ (با حمایت مالی بنیاد خانوادۀ والتون) به‌تازگی گزارشی دربارۀ شادی جوانان منتشر کرده است که ادعا می‌کند ۷۳ درصد از نسل زِد آمریکایی می‌گویند «تا حدی» یا «بسیار» شاد هستند. همچنین در این گزارش آمده جوانان نسل زِد که ازدواج کرده‌ و صاحب فرزند هستند «به‌طور قابل‌توجهی از همسالان خود شادترند». گالوپ جزئیات بیشتری را دربارۀ تنوع این نسل گسترده بررسی می‌کند و می‌گوید یک‌پنجمِ نسل زِد که خود را دگرباش معرفی می‌کنند، در مقایسه با اعضای دگرجنس‌گرای این نسل، ۱۶ درصد کمتر احتمال دارد بگویند خوشحال‌اند. احتمالاً جای تعجب ندارد که این پژوهش توسط یک بنیاد خانوادگی تأمین مالی شده است.

داده‌های گالوپ همچنین نشان می‌دهد که شادمانی با افزایش سن به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. نوجوانان ۱۲ تا ۱۴ساله نسبتاً خوشحال‌اند، اما پس از ۲۱سالگی خیلی کمتر خوشحال‌اند. و مانند بیشتر پژوهش‌های دیگر (و مطابق دیدگاه هایت) این مطالعه نیز تأیید می‌کند که بچه‌ها هرچه زمان بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی بگذرانند، میزان اضطرابشان بیشتر می‌شود. در اواخر گزارش، گالوپ اذعان می‌کند که تقریباً نیمی از نسل زِد احساس اضطراب می‌کنند و یک‌چهارم آن‌ها احساس افسردگی دارند؛ این آمارها تا حدی با ادعای اولیۀ آن‌ها مبنی بر شادبودن اکثریت در تناقض است.

نکته‌ای که اکثر پژوهشگران بر آن اتفاق‌نظر دارند این است که فناوری باعث تفاوت این نسل با دیگر نسل‌ها شده است و جوانان هرچه زمان بیشتری را در فضای مجازی بگذرانند، سلامت روان و جسمشان بیشتر آسیب می‌بیند. مکنزی در پژوهش اخیر خود با عنوان «نسل زِد و سلامت روان» با ۴۲ هزار جوان در ۲۶ کشور مصاحبه کرده و این رابطه را تأیید کرده است، اما اضافه می‌کند که در هشت تا از این کشورها نسل بیبی‌بومرها [متولدین ۱۹۴۶-۱۹۶۴] نیز به اندازۀ نسل زِد وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. مکنزی میزان مجاز استفاده از شبکه‌های اجتماعی را دو ساعت در روز تعیین کرده است؛ بالاتر از این حد، جوانان مشکلات بیشتری گزارش می‌دهند (در آسیا، یک‌سوم نسل زِد روزانه شش ساعت یا بیشتر با گوشی وقت می‌گذرانند). بااین‌حال، مکنزی بر تأثیرات مثبت فناوری که در تمام نسل‌ها گزارش شده نیز تمرکز دارد. بیش از نیمی از افراد هر نسل معتقدند شبکه‌های اجتماعی ارتباطات اجتماعی‌شان را افزایش داده و باعث شده فضایی برای ابراز نظرات خود داشته باشند و نظراتشان را به دیگران به اشتراک بگذارند.

خب… این نسل شاد است یا غمگین؟ ظاهراً پاسخ این سؤال بستگی دارد به استفادۀ متعادل با توجه به دیگر جنبه‌های زندگی شخصی -و رعایت محدودیت دوساعته در استفاده از شبکه‌های اجتماعی.

جوانان اجتماعی‌اند یا منزوی؟
آیا نسل زِد اجتماعی‌ترین نسل جهان است که تا به حال وجود داشته؟ خیلی بیشتر از نسل‌های قبل توانایی برقراری ارتباط با افراد هم‌فکر خود در فرهنگ‌ها، کشورها و طبقات اقتصادی-اجتماعی مختلف را دارد؟ یا اینکه آن‌ها نسل منزوی و تنهایی هستند که بیشتر وقت خود را در اتاق‌هایشان و در فضایی مجازی می‌گذرانند و از تعاملات اجتماعی «واقعی» فراری‌اند؟

گروهی چهارنفره از استادان میان‌رشته‌ای (انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مطالعات دین) از آکسفورد و استنفورد در کتاب خود با عنوان نسل زد، به زبان ساده-هنر زندگی در عصر دیجیتال2 به این سؤال پرداخته‌اند. آن‌ها نسلی را توصیف می‌کنند که چیزهای زیادی می‌تواند دربارۀ نحوۀ همکاری و رشد در عصر دیجیتال به ما بیاموزد. آن‌ها یادآوری می‌کنند که نسل زِد اولین نسلی است که به ۸ میلیارد نفر در سراسر جهان متصل است. این نسل دارد یاد می‌گیرد که چگونه در «گسترۀ وسیع اطلاعات و امکانات در اینترنت افراد هم‌فکر خود را بیابد تا با آن‌ها ارتباط برقرار کند و از طریق چنین کاوشی هویت خود را کشف، اصلاح و خلق کند». ازاین‌رو، این نسل خیلی از تیک‌تاک استفاده می‌کند و شدیداً به آن وابسته است، پلتفرمی که اکنون نزد حدود ۱۷۰ میلیون کاربر آمریکایی بسیار محبوب است و تقریباً یک‌سوم افراد ۱۸ تا ۳۰ساله اخبار خود را از آن دریافت می‌کنند.

آنچه در این عصر جدیدِ اتصال به اینترنت امیدوارکننده به نظر می‌رسد نیاز انباشته‌شدۀ افراد در همۀ سنین برای همکاری با یکدیگر است. گزارشی از کوجنرِیت با عنوان «آیا آمریکا آماده است تا نسل‌های مختلف در آن با هم کار کنند و باعث خیر عمومی شوند؟» بررسی می‌کند چه چیزی لازم است تا فرهنگ جداسازی‌ بر اساس سن در آمریکا که روزبه‌روز هم بیشتر تقویت می‌شود از بین برود -و اینکه این تغییر تا چه اندازه برای جوانان و سالمندان خوشایند خواهد بود. بیش از ۹۶ درصد از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی معتقدند که همکاری بین‌نسلی می‌تواند «به حل مشکلات آمریکا کمک کند».

اما درحالی‌که میزان اتصال به اینترنت و ارتباطات در جهان به بالاترین سطح خود رسیده است، برخی دیگر به «همه‌گیری تنهایی» اشاره می‌کنند. آن‌ها داده‌هایی ارائه می‌دهند که نشان می‌دهد نسل زِد تنهاترین نسلی است که تاکنون وجود داشته است. این داده‌ها نشان می‌دهند وقتی مردم همیشه و همه‌جا به دنبال راحتی و آسانی باشند -از خرید روزمره گرفته تا در مدرسه- مزایای روابط انسانی را از دست می‌دهند. در کتاب نسل زِد، به زبان ساده، یک معلم مهدکودک می‌گوید شاگردان پنج‌ساله‌اش با او همان‌طور رفتار می‌کنند که با دستگاه هوشمند الکسا [دستیار هوشمند صوتی که با فرمان صوتی کار می‌کند و پاسخ می‌دهد] -بدون هیچ احساس، احترام یا حتی توجه به اینکه با یک انسان واقعی صحبت می‌کنند.

فریا ایندیا نویسندۀ ۲۴ساله‌ای است که نسل زِد را به‌روشنی توصیف می‌کند -او خودش هم متعلق به نسل زِد است و روایتی از دل همین نسل به دست می‌دهد. او به‌تازگی به گروه پژوهشی «نسل بی‌قرار» هایت پیوسته است. در سابسْتَک خود با عنوان گِرلز نوشته الگوریتم‌ها کنترل نسل او را به دست گرفته‌اند و این نسل دچار چیزی به نام «آنِمویا» است، یعنی نوستالژی برای زمانی که حتی آن را تجربه نکرده‌ای. او شرح می‌دهد که نسل زِد چگونه مشغول تماشای کلیپ‌های ویدئویی قدیمی آنلاین است و حسرت دوران باورنکردنیِ قبل از گوشی‌های هوشمند را می‌خورد -زمانی که گوشی‌های هوشمند به مهم‌ترین بخش زندگی نوجوانان تبدیل نشده بودند و می‌شد آن‌ها را در حال صحبت و تعامل با یکدیگر دید. او دنیای پادآرمانشهری خود را توصیف می‌کند و از تنهایی و آرزوی برقراری ارتباط واقعی با دیگران، که ظاهراً غیرممکن است، می‌نویسد. نوشته‌های او بسیار تأثیرگذار و گیرا هستند.

نوشته‌های بردلی اندروز، دانشجوی مدرسۀ کسب‌وکار دانشگاه نیویورک، نیز جالب‌اند. او در سابسْتَک خود با عنوان پرولیکس تأثیر «اتصال بی‌وقفۀ» ۲۴ساعتۀ جهانی را توضیح می‌دهد و می‌نویسد در این وضعیت، فرد «مدام اطلاعاتی برای مصرف دریافت می‌کند، بدون فرصتی برای درک دقیق یا یکپارچه‌سازی آن‌ها. این وضعیت انتها ندارد و مانع تجربۀ کمال می‌شود. ذهنی که بی‌وقفه در معرض اطلاعات است شبیه همستری است که با سرعت خیلی زیاد داخل چرخ می‌دود اما به هیچ‌کجا نمی‌رسد».

هایت پیشنهاد می‌کند به حرف‌های کودکان گوش دهیم. او می‌گوید آمار و ارقام همۀ حقیقت را نمی‌گویند و اتصال به اینترنت پیامدهایی دارد.

اما یک چیز شاید راحت‌تر قابل اندازه‌گیری باشد -یعنی پول.

ثروتمند یا فقیر؟
مجلۀ اکونومیست بر خلاف انتظار (و برخلاف اینکه بسیاری از خودِ جوان‌ها می‌گویند از نظر مالی تحت فشارند) استدلال می‌کند که این نسل «به‌طور بی‌سابقه‌ای ثروتمند» است -و اینکه هم نسل هزاره و هم بیبی‌بومرها، در سن و مرحلۀ مشابه، فقیرتر از نسل زِد بودند. آن‌ها یادآوری می‌کنند که، از میان ۲۵۰ میلیون نفری که در کشورهای ثروتمند جزء نسل زد محسوب می‌شوند، نیمی اکنون مشغول به کارند و بیش از ۶۰۰۰ مدیرعامل آمریکایی از «زومرها» [نسل زد] هستند. این مجله در ادامه می‌نویسد: «کشمکش و جدل دربارۀ اضطراب نسل زِد باعث شده جنبۀ دیگری که این نسل را متمایز می‌کند نادیده بماند. نسل زِد از نظر مالی عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد».

به دلیل تغییرات جمعیتی و کاهش تعداد جوانان نسبت به نسل‌های قبل، نسل زد وارد بازار کاری شده‌اند که نیروی کار کمیاب است بنابراین قدرت چانه‌زنی بیشتری دارند -و علاقۀ بیشتری به فعالیت‌های کارگری و اتحادیه‌ها نشان می‌دهند. اکونومیست به رشد چشمگیر دستمزد نسل زِد در چندین کشور اشاره می‌کند. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که هزینه‌هایی که جوانان این نسل دارند تحمل می‌کنند به بالاترین حد خود از زمان شروع ثبت داده‌ها رسیده است. با توجه به بدهی‌های تحصیلی و قیمت‌های سرسام‌آور مسکن، اکونومیست می‌گوید آمریکایی‌های زیر ۲۵ سال ۴۳ درصد درآمد خالص خود را صرف مسکن و آموزش (و همچنین سود وام‌هایی که گرفته‌اند) می‌کنند -که کمی پایین‌تر از میانگین همین گروه سنی بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۹ است.

اکونومیست اضافه می‌کند که نسل زِد کارکردن را نوعی حق می‌بیند نه امتیاز، مانند آنچه نسل هزاره‌ای‌ها، که در زمان بحران مالی فارغ‌التحصیل شدند، تجربه کردند. بنابراین آن‌ها مطالبات بیشتری دارند، کمتر به یک کار یا شرکت وفادار می‌مانند و کمتر دنبال راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی‌اند. آن‌ها همچنین اهمیت چندانی برای مدرک تحصیلات تکمیلی قائل نیستند، خصوصاً اینکه هزینه‌بر است و روزبه‌روز بیشتر به آموزش‌های حرفه‌ای و مهارت‌های پرتقاضا گرایش پیدا می‌کنند.

بااین‌حال، اکثر اعضای نسل زد خود را ثروتمند نمی‌دانند. همه می‌گویند این نسل بابت هزینه‌های سنگین زندگی و قیمت‌های سرسام‌آور مسکن تحت فشارند و بدهی‌های تحصیلی دست و پایشان را بسته است. اما گزارش‌های دیگر نشان می‌دهند که آن‌ها خود را درگیر دانشگاه و وام تحصیلی نمی‌کنند و به دنبال مدارک و آموزش‌هایی هستند که عملاً بیشتر به روش‌های سنتی کسب درآمد مرتبط‌اند.

اد هوانگ، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی اپلیکیشن رزیوم جینییس، به افزایش ۱۵۸درصدی شهریۀ دانشگاه‌های آمریکا اشاره می‌کند تا انتخاب‌های جدید نسل زِد را توضیح دهد. او می‌گوید «واضح است که نسل‌های جوان‌تر، مانند نسل زد، به آموزش‌های فنی‌حرفه‌ای گرایش دارند، نه فقط به دلیل مقرون‌به‌صرفه‌بودن، بلکه به این دلیل که با ارزیابی واقع‌بینانۀ آن‌ها از وضعیت اقتصاد امروز هماهنگ است. این نسل -که برخی آن را «نسل مجهز به ابزار» می‌نامند- عمیقاً از عدم‌قطعیت‌های پیش ‌رو آگاه است، ازجمله امنیت شغلی و توانایی خرید خانه، مسائلی که برای نسل‌های قبلی در همان سن به این شدت مطرح نبود».

فناوری توانمندشان کرده یا سردرگم؟
هستۀ اصلی بحث دربارۀ این نسلِ عصر دیجیتال این است که آیا فناوری -و شبکه‌های اجتماعی‌ای که به وجود آورده- آن‌ها را تقویت می‌کند یا تضعیف. نسل زد اکنون ۳۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد و ۲۷ درصد از کارکنان جهان در سال ۲۰۲۵ عضو نسل زد خواهند بود. تقریباً همۀ آن‌ها (۹۸ درصد) یک گوشی هوشمند دارند. تغییراتی که در رفتار و نگرش نسل زد ایجاد شده محدود به خانه و مسائل شخصی آن‌ها نیست، بلکه به کار و اقتصاد هم راه پیدا کرده است.

اکثر مردم این نسل را «بومیان دیجیتال» می‌نامند، اما پیتر هینسن، آینده‌پژوه و نویسندۀ کتاب حالت عادی جدید3 به این دیدگاه می‌خندد. او معتقد است که موضوع خیلی عمیق‌تر از این‌هاست. فناوری در شیوۀ زندگی و شکل‌گیری هویت آن‌ها به‌طور کامل نفوذ کرده است. آن‌ها اصلاً آن را «دیجیتال» نمی‌بینند. نسل زِد به دنیای آنلاین اشراف دارد و هوشمندانه‌تر و آگاهانه‌تر از نسل‌های قبلی از آن استفاده می‌کند. آن‌ها کار می‌کنند، خرید می‌کنند، یاد می‌گیرند و عشق می‌ورزند -همه به‌صورت آنلاین. با توجه به اینکه با این فناوری بزرگ شده‌اند، ممکن است حتی بهتر از بزرگ‌ترها بدانند چگونه استفادۀ بیش‌ازحد از آن را در زندگی خود محدود کنند. آن‌ها کم‌کم به‌شکل هدفمند شروع به مدیریت حضور آنلاین خود کرده‌اند و ممکن است به‌سمت کاهش فعالیت‌های خود در فضای آنلاین حرکت کنند.

جورج پلوبیدیس، استاد سلامت جمعیت و آمار در مؤسسۀ تحقیقات اجتماعی کالج دانشگاهی لندن، معتقد است شبکه‌های اجتماعی علت اصلی مشکلات نیستند، بلکه احتمالاً فقط یکی از چندین عامل مرتبط باشند. او در نظریه‌هایش نگاه گسترده‌تری دارد و کل مسیر زندگی فرد را می‌بیند و می‌گوید کودکی نسل زد با نسل‌های قبل کاملاً متفاوت بوده است. او به ترکیبی از عوامل دیگر اشاره می‌کند: فرزندپروری هلیکوپتری، نگرانی‌ دربارۀ امنیت بچه‌ها، کمبود بازی‌های تعاملیِ حضوری با دیگر کودکان، و افزایش نابرابری‌ها که نه‌تنها بین نسل‌ها بلکه درون آن‌ها نیز وجود دارد.

چقدر از بحران رو به افزایش سلامت روان ناشی از فناوری است و چقدر آن به‌سبب وقایعی که این کودکان هنگام ورود به نوجوانی و بزرگ‌سالی تجربه می‌کنند ایجاد می‌شود: از بی‌ثباتی ژئوپولیتیک، جنگ‌ها و آشوب‌ها، قطب‌بندی سیاسی گرفته تا دغدغه‌های مالی، وقفه‌های آموزشی در دوران همه‌گیری کرونا، و سایۀ شوم تغییرات اقلیمی؟

در بخشی از گزارش مکنزی که پیش‌تر به آن اشاره شد، این پاراگراف کوتاه آمده است: بسیاری از پاسخ‌دهندگان نسل زِد گفتند به دلیل تغییرات اقلیمی و بلایای مرتبط با آن دچار استرس، اندوه، خشم و ناامیدی شده‌اند. بیش از ۵۰ درصد پاسخ‌دهندگان دربارۀ آینده احساس ترس و اضطراب داشتند، و این نگرانی در میان نسل زِد بیشتر بود. بیش از ۵۰ درصد پاسخ‌دهندگان موافق یا کاملاً موافق بودند که «دولت‌ها و شرکت‌ها در مراقبت از سیارۀ زمین کوتاهی کرده‌اند».

روبرتا کاتز، یکی از نویسندگان کتاب نسل زِد، به زبان ساده می‌گوید «نسلِ پس از نسل هزاره‌ به همان اندازه که باید چیزهای زیادی یاد بگیرد چیزهای زیادی هم برای آموختن به ما دارد. آن‌ها در تلاش‌اند تا دنیایی غیرانسانی و سخت را انسانی کنند -دنیایی که علی‌الظاهر در مسیر فاجعه قرار دارد».

چگونه می‌توان تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‌ای که نسل زِد در آن رشد می‌کند را با تأثیر فناوری‌ای سنجید که این نسل از آن برای فهم، گفت‌وگو و تغییر شرایط استفاده می‌کنند؟

برادلی شورمن، بنیان‌گذار مؤسسۀ هیومن چِنج، می‌گوید نسل زِد بیشترین شباهت را به «بزرگ‌ترین نسل» دارد، نسلی که تقریباً یک قرن پیش از نسل زِد متولد شدند (۱۹۰۱ تا ۱۹۲۷). آن‌ها فشارهای مشابهی را تجربه کردند. او این موارد را در سابسْتَک خود با عنوان «نیورولزمدیا» شرح می‌دهد:

نابرابری: دوره‌ای از نابرابری شدید درآمد در دهۀ پررونق ۱۹۲۰ که پس از آن بحران اقتصادی و رکود بزرگ رخ داد.

همه‌گیری‌‌ها: همه‌گیری آنفلوانزای اسپانیایی در سال‌های ۱۹۱۸ تا۱۹۲۰ که میلیون‌ها نفر بیشتر از کرونا طی آن جان باختند.

اقتدارگرایی: ظهور نازیسم و استالینیسم، حمله به پرل هاربر و دو جنگ جهانی.

رسانه‌های نوین: ظهور رسانه‌های نوینی مانند رادیو و سینما که سریعاً توسط قدرت‌های اقتدارگرا برای تبلیغات و دستکاری افکار عمومی به کار گرفته شدند.

بزرگ‌ترین نسل، که در کوران حوادث آبدیده شده، پس از جنگ جهانی دوم به نیرویی برای تغییرات فوق‌العاده تبدیل شد و توانست در مسائل جهانی نقش مهمی ایفا کند و هدایت امور را بر عهده گیرد. آیا نسل زِد، که اکنون در دانشگاه‌های سراسر آمریکا و در کشورهای درحال‌توسعۀ جهان قدرت خود را در اعتراضات و فعالیت‌های اجتماعی به نمایش می‌گذارد، همین مسیر را طی خواهد کرد؟ تأثیر آن‌ها بر انتخابات‌های سال ۲۰۲۴ که روزبه‌روز بیشتر به تصمیم آن‌ها وابسته خواهند بود (شامل اینکه آیا رأی بدهند یا نه) چه خواهد بود؟ یک چیز مسلم است: توانایی آن‌ها در بهره‌برداری از شبکه‌های اجتماعی و ایجاد گروه‌های تأثیرگذار سرعت تصمیم‌گیری‌های سیاسی و مسائل و موضوعاتی که سیاست‌ها روی آن‌ها تمرکز دارند را در دهه‌های پیش رو تغییر خواهد داد.

هرج‌ومرج حکم‌فرماست و حواس‌پرتی ایجاد می‌کند
دانشمندان، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و اقتصاددانان هنوز درمورد علل یا پیامدهای مشکلات نسل جوان در جهان به توافق نرسیده‌اند. بااین‌حال، همه کم‌کم قبول کرده‌اند که وضعیت جوانان مناسب نیست. پلوبیدیس از کالج دانشگاهی لندن در مصاحبه‌ای تلفنی این پدیده را «انحراف نسلی» می‌نامد: هر نسل در جنبه‌های مختلف کمی بدتر از نسل قبل است.

او می‌گوید این مسائل معمولاً تا زمانی که بر اقتصاد تأثیر نگذارند توجه لازم را جلب نمی‌کنند.
همین حالا نیز شاهد همین اتفاقیم. با ورود نسل زِد به بازار کار، شرکت‌ها، مشاوران و دولت‌ها متوجه مشکلات جدی سلامت روان نسل زد شده‌اند. او هشدار می‌دهد که اگر این مشکلات را پیدا نکنیم، به‌شان رسیدگی نکنیم و این نسل را همراهی‌ نکنیم، پیامدهایش در بلندمدت خوشایند نخواهد بود. اما او می‌گوید تمرکز صِرف بر یک عامل، مانند شبکه‌های اجتماعی، احتمالاً نه کمکی به آن‌ها کند، نه به ما و به راه‌حل‌های ناکارآمد یا بی‌اثر منجر شود، مثل ممنوع‌کردن گوشی‌های هوشمند تا سنین خاص.

کندیس ال. اوجِرز، معاون پژوهشی و استاد علوم روان‌شناختی و انفورماتیک در دانشگاه کالیفرنیا شهر ارواین، با این دیدگاه موافق است. او به‌تازگی مروری بر کتاب هایت در نشریۀ نیچر منتشر کرده و هشدار داده که نباید تقصیر وضعیت نسل جوان را بیش از حد به گردن تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی بیندازیم. او می‌گوید این کار باعث می‌شود خیلی سریع از سایر علل و راه‌حل‌های ممکن غافل شویم. «ما با نسلی بحران‌زده مواجهیم و به‌شدت به بهترین راه‌حل‌های علمی و مبتنی بر شواهد نیازمندیم. متأسفانه، وقت ما صرف روایت‌هایی می‌شود که پشتوانۀ پژوهشی ندارند و کمکی به جوانانی که به این راه‌حل‌ها نیاز دارند و سزاوار توجه ما هستند نمی‌کند».

ما به همۀ مسائل و همچنین به کسانی که بیشترین آسیب را از این مسائل می‌بینند به‌طور کلی برچسب «نسل زد» زده‌ایم. مرکز تحقیقات پیو اعلام کرده است دیگر از برچسب‌های نسلی استفاده نمی‌کند. می‌گوید این برچسب‌ها مسئله را بیش از حد بزرگ‌ می‌کنند، بیشتر برای جلب توجه یا فروش محتوا ساخته می‌شوند و پشتوانۀ علمی ندارند. این مؤسسه همچنین گفته است «حوزهٔ پژوهش‌های نسلی به بازاری شلوغ و پرهیاهو بدل شده است. این حوزه پر از محتوایی شده که اغلب به‌عنوان پژوهش به افراد قالب می‌شوند، اما بیشتر عناوینی کلیک‌خور یا داستان‌هایی برای بازاریابی هستند». بنابراین، آن‌ها دیگر نسل زِد را به این نام نخواهند خواند.

اما ما آن‌ها را هرچه بنامیم (یا ننامیم)، فرزندان ما ممکن است به حمایت و کمکی نیاز داشته باشد که ما حتی نمی‌دانیم دقیقاً چیست و چگونه می‌توان آن را فراهم کرد. این مسئله پیچیده و متناقض است و برای مدتی تیتر خبرها خواهد بود. مهم نیست چند سالتان است، سلامت نسل جوان در جهانْ آیندۀ شما را رقم خواهد زد. وقت آن رسیده که بزرگ‌ترها وظایف خود را جدی بگیرند.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟

ما در مجلۀ ترجمان تازه‌ترین نوشته‌های دنیای علوم انسانی را از میان معتبرترین مجلات جهان ترجمه و منتشر می‌کنیم. در ترجمان تلاش می‌کنیم از دریچۀ علوم انسانی به مسائل فرهنگی و اجتماعی روزمره بنگریم، با زبانی روشن دربارۀ آن‌ها حرف بزنیم و خواننده را با دیدگاه‌های گوناگون نسبت به هر مسئله آشنا کنیم.
مطالب مجله پیش از آن‌که در سایت ترجمان منتشر شوند، در نسخۀ چاپی در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرند. با خرید اشتراک سالانه یا تهیۀ هر شمارۀ مجله، زودتر از دیگران به محتوای کامل ترجمان دسترسی خواهید داشت و از مزایایی مانند تخفیف، ارسال رایگان و هدیه‌های ویژه نیز بهره‌مند می‌شوید. برای آشنایی بیشتر با محتوای مجله یا خرید نسخه‌های چاپی، به فروشگاه اینترنتی ترجمان سر بزنید.

این مطلب را اویوا ویتنبرگ-کاکس نوشته و در تاریخ ۱ می ۲۰۲۴ با عنوان «The Battle Over Gen Z Minds—Sad, Bad Or Mad» در وب‌سایت فوربس منتشر شده است و برای نخستین‌بار با عنوان « غمگین، منزوی یا دیوانه؟» و با ترجمۀ فرشته هدایتی در سی‌وهفتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۵ تیر ۱۴۰۵ با همان عنوان منتشر کرده است.

اویوا ویتنبرگ-کاکس(Avivah Wittenberg-Cox) نویسنده، مشاور و فعال اقتصادی آمریکایی است. او سابقاً در دانشگاه هاروراد دربارۀ تأثیر تغییرات جمعیت‌شناختی بر فضای کسب‌و‌کار تحقیق می‌کرده است و امروزه مشاور اقتصادی و تحلیل‌گر موضوعات مربوط به شکاف جنسیتی و جمعیت‌شناختی در شرکت‌هاست. عشق دیرهنگام آخرین کتاب اوست.

پاورقی

  • 1
    Internet, No In-Person, Insecure, Irreligious, Insulated, Indefinite, Inclusive, and Independent
  • 2
    Gen Z, Explained—The Art of Living in a Digital Age
  • 3
    The New Normal

مرتبط

اشک‌هایت را بگذار برای استوری اینستاگرام

اشک‌هایت را بگذار برای استوری اینستاگرام

نسل زد روان‌درمانی را نشانهٔ ضعف می‌داند و انقلابی آرام علیه آن به راه انداخته‌ است

هیچ نسلی به اندازۀ جوانان امروزی گوست نشده است

هیچ نسلی به اندازۀ جوانان امروزی گوست نشده است

نسل زد آنقدر در تحصیل، کار و روابط عاطفی «نه» شنیده است که انگار دیگر هیچ‌چیز برایش اهمیتی ندارد

خودیاری به همه یاد می‌دهد بی‌ملاحظه باشند

خودیاری به همه یاد می‌دهد بی‌ملاحظه باشند

مرز بکشید، از آرامشتان محافظت کنید و دنبال راضی‌کردن دیگران نباشید

چگونه با نابرابری اقتصادی مقابله کنیم؟

چگونه با نابرابری اقتصادی مقابله کنیم؟

نظریۀ نامحبوب: آن را به نمایش بگذارید

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

ویلیام دی. اگرز، پال مک میلان

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اندرو لی

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0